کتاب «مدیریت زمان» [Time Management Magic: How to Get More Done Every Day and Move from Surviving to Thriving] نوشته لی ککرل [Lee Cockerell] با ترجمه میثاق شایق توسط موسسه فرهنگی دُکسا منتشر و راهی بازار نشر شد.

مدیریت زمان» [Time Management Magic: How to Get More Done Every Day and Move from Surviving to Thriving] نوشته لی ککرل [Lee Cockerell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «مدیریت زمان» درباره مدیریت زندگی است که در آن مدیریت را به عنوان عمل کنترل کردن و یکی از مهم‌ترین مهارت‌های فردی برای موفقیت و شاد بودن در زندگی معرفی می‌کند.

کُکِرل نویسنده این کتاب در مزرعه‌ای در اوکلاهاما متولد شد. وضعیت مالی خانواده اش ضعیف بود. در هشت سالگی کار کردن را شروع کرد. او پس از دو سال کالج را ترک کرد و در سال ۱۹۶۴ به ارتش پیوست. او باور دارد به دلیل توانایی اش در برنامه ریزی دقیق، منضبط بودن و برخورداری از نگرش مثبت عملگرا به موفقیت رسیده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

حالا که شروع به فکر کردن درباره نحوه گذراندن وقتتان کردید، در مسیر یادگیری چیزی هستید که رضایت شخصی و خشنودی کلی تان را افزایش می‌دهد. این فصل شامل روش‌هایی برای برنامه ریزی زندگی تان به شکل اصولی است. کارهای همیشگی مهم هستند. به همین دلیل افراد دائماً به دستورالعمل‌های عملیاتی، چک لیست‌ها، دستورات روزانه، خط مشی‌ها و رویه‌ها مراجعه می‌کنند و در هر سازمان موفق همیشه بر آن‌ها تاکید می‌شود. ماریوت و دیزنی دو مثال عالی از این موارد هستند. آیا اغلب به دستورالعمل‌های عملیاتی، چک لیست‌ها، دستورات روزانه، خط مشی‌ها و روایه ها مراجعه می‌کنید و همیشه بر آن‌ها تاکید دارید؟ به خاطر داشته باشید اگر بی برنامه و در عملکرد بی ثبات باشید، نمی‌توانید سازمان موفقی داشته باشید.

حالا اگر شما و سازمانتان واقعاً این عناصر مهم را به کار می‌گیرید، با استفاده از ساز و کاری برای برنامه ریزی روزتان که به کمک آن حتماً کارهای درست در زمان درست انجام شوند، می‌توانید اقدامات را کارآمدتر و مؤثر تر کنید.

این کتاب با ۱۳۰ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۳۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...