کتاب «مارک زاکربرگ: به روایت خودش» [The boy billionaire : Mark Zuckerberg in his own words] با ویرایش جورج بیهم و ترجمه فریده فتوحی از سوی انتشارات بذر خرد منتشر شد.

مارک زاکربرگ: به روایت خودش» [The boy billionaire : Mark Zuckerberg in his own words]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ بعد از خواندن کتاب مارک زاکربرگ به روایت خودش، احتمالاً تعریف دیگری از واژه‌ی «هکر» در ذهن شما نقش خواهد بست. جورج بیهم، ویراستار کتاب، نقل‌قول‌های مارک زاکربرگ را از منابع مختلف گردآوری و آن‌ها را در بخش‌های مختلف دسته‌بندی کرده است. در پایان نیز سال‌شمار مهم‌ترین اتفاقات زندگی زاکربرگ را خواهید خواند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «تاکنون هیچ‌چیز شبیه فیس‌بوک نبوده است. در زمانی که کتاب حاضر نگارش می‌شود، دو میلیارد نفر روزانه حداقل یک ساعت از وقت خود را در این برنامه یا دیگر خدمات آن می‌گذرانند. فیس‌بوک یک جامعه است، یک منبع خبری، محل ثبت شادی‌ها، ترس‌ها، ناامیدی‌ها و جدال‌هاست. ساختار فیس‌بوک آنچه را که به نظرش برای ما مهم است به نمایش می‌گذارد و بدین شکل نقشی بی‌بدیل و بی‌سابقه در تعیین آنچه می‌خوانیم و می‌بینیم (برخی شاید بگویند و تعیین تفکراتمان) دارد. و از آنجایی که ما بسیاری از اطلاعات خودمان نظیر فردی که به او رأی داده‌ایم، محل زندگیمان، مدرسه‌مان، محل کارمان را در اختیار آن قرار داده‌ایم، ما را طوری می‌شناسد که شاید دوستان فیس‌بوکی خودمان نشناسند.

افزون بر این، فیس‌بوک ابزاری است که حتی سازندگانش آن را درک نمی‌کنند و همیشه قادر به کنترل آن نیستند. از زمان انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال 2016، وقتی دولت روسیه تبلیغات و روایت‌های خبری جعلی را در تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن نتیجه‌ي انتخابات در فیس‌بوک قرار داد، مشخص شد که فیس‌بوک همیشه نمی‌تواند «فراخ‌تر و متصل‌تر کردن جهان» را، همان رسالتی که در آغاز گفته بود، به سرانجام برساند. مارک زاکربرگ خودش در پاسخ به دودستگی و فضای تفرقه‌آمیز به وجودآمده در شبکه‌ این رسانه‌ي اجتماعی، در زمان انتخابات رسالت جدیدی برای فیس‌بوک تعیین کرد: او اکنون از فیس‌بوک می‌خواهد «به مردم قدرت دهد تا اجتماعی بسازند و جهان را به هم نزدیک‌تر کنند».

زاکربرگ، یکی از مؤسسان و مدیرعامل فیس‌بوک، هنگامی که سال 2004 در خوابگاه دانشگاه هاروارد، برای اولین بار این وب‌سایت را طراحی می‌کرد، هیچ‌گاه نمی‌توانست پیش‌بینی کند که فیس‌بوک چه خواهد شد.

این کتاب 16 سال از زندگی اجتماعی زاکربرگ را پوشش داده است و دید منحصر به فردی درباره‌ نحوه‌ تکامل تفکرات، عقاید و طرز فکر این مبتکر طی این سال‌ها، درست مانند ساختار فیس‌بوک، ارائه می‌دهد. در طول خواندن این کتاب، از دوران درخشان صدرنشینی زاکربرگ، از دوران موفقیت و نوآوری‌های بی‌سابقه‌ي فیس‌بوک، از دوران تردیدها و جدال‌ها شامل بحث‌های جدید مانند دخالت‌های روسیه، افزایش خشونت در بستر پخش زنده‌ي فیس‌بوک و نشت اطلاعات خصوصی 50 میلیون کاربر به شرکت کمبریج آنِلیتیک، شرکتی که متعلق به کمپین دونالد ترامپ بود و شاید در نتیجه انتخابات مؤثر بوده باشد، نقل قول‌هایی خواهید دید.

همان‌طور که فیس‌بوک رشد کرده است، زاکربرگ هم رشد کرده است: از یک عضو انجمن اخوت، که در اتاقش، در خوابگاه دانشگاه مشغول برنامه‌نویسی بود، اکنون تبدیل به یک انسان نیکوکار، پدر و مدیر عامل بزرگ‌ترین شبکه‌ي اجتماعی جهان شده است. اینکه خالق فیس‌بوک را ببینید که با ساخته‌ی خودش روبه‌رو می‌شود، شگفت‌انگیز است، ساختاری که روی‌هم‌رفته جدید است و هنوز هم می‌تواند رؤیای سازندگانش را محقق سازد: جهانی نزدیک‌تر.»

کتاب «مارک زاکربرگ به روایت خودش» با ویراستاری جورج بیهم و ترجمه فریده فتوحی با شمارگان 300 نسخه به بهای 47 هزار و 500 تومان توسط انتشارات بذر خرد منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...