کتاب "تنها راه رستگاری" خطبه پیامبراکرم (ص) در غدیر خم با ترجمه سید مهدی شجاعی از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شد.

به گزارش مهر، این کتاب اثری ادبی-مذهبی از شجاعی است که در آن حقانیت امام اول شیعیان با برگردان فارسی خطبه پیامبراکرم (ص) مورد توجه قرار می‌گیرد.

مترجم در مقدمه "تنها راه رستگاری"عنوان کرده است: به چه کمال و سعادتی می‌رسید انسان اگر به فرمان خدا و رسولش گوش جان می‌سپرد و از شیطان بی‌صفت فریب نمی‌خورد و گندم را به ایمان مرجح نمی‌شمرد و از اقامت در بهشت ولایت، محروم نمی‌گشت و برخاکستر تباهی و ظلالت و مذلت نمی‌نشست!؟

شجاعی می‌افزاید: پاسخ صریح و آشکار خداوند متعال به این سوال این است "اگر که مردم پس از ارتحال پیامبر سر می‌سپردند به ولایت علی، امیرالمومنین(ع) من درهای جهنم را می‌بستم و الی‌الابد بسته نگه می‌داشتم."

سیدمهدی شجاعی در سال 1339 در تهران به دنیا آمد. در سال 1356 پس از اخذ دیپلم ریاضی، به دانشکده هنرهای دراماتیک وارد شد و در رشته ادبیات دراماتیک به ادامه تحصیل پرداخت. وی از 20 سالگی نویسندگی را جدی گرفت و همزمان با کار در مطبوعات کتابهای مختلفی برای کودکان و بزرگسالان نوشت.

از آثار وی برای کودکان و نوجوانان می‌توان به ایمان و گندم، برای همه برای همیشه، جای پای خون، حکایت آن سر، وقتی او بیاید و کشتی نوح اشاره کرد.

"تنها راه رستگاری" با شمارگان 5000 نسخه در 107 صفحه و به قیمت 1200 تومان منتشر شده است.

باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...