جی. کی. رولینگ مقدمه کتاب "تاریخچه هری پاتر" را برای ملیسا آنه لی می نویسد.

این کتاب در دهمین سال تولد شخصیت "هری پاتر" منتشر خواهد شد و آنه لی نویسنده آن سرگذشت کامل شرایط خلق این شخصیت را در دنیای ادبیات، واکنش علاقمندان، ورود آن به سینما و تاثیر مستقیم این شخصیت بر زندگی جی. کی. رولینگ به طور کامل در کتاب خود شرح داده است.

به نوشته این پایگاه اینترنتی، رولینگ در آخرین مصاحبه اش با آنه لی که به عنوان خبرنگار و برنامه ساز هم در ام.تی.وی کار می کند نگارش دیباچه کتاب او را پذیرفت و قرار است در این مقدمه او به توضیح و تشریح ناگفته های کتاب بپردازد.

تقسیم اعتبار وعواید جانبی "هری پاتر" از سوی رولینگ با توجه به حساسیتهای او که بارها با شکایات متعددش آشکار شده بود، عملی بعید می نمود که ملاحظه سابقه دراز دوستی و همکاری با آنه لی این مسئله را توجیه کرد. اما هنوز بسیاری از منتقدان بر این باورند که عمل دوگانه و متناقض رولینگ در سختگیری اغراق آمیز و تساهل افراطی در مورد واگذاری حق استفاده از نام و شهرت شخصیت "هری پاتر" امری سوال برانگیز است.

به گزارش مهر به نقل از ام.تی.وی پرس، این مسئله وقتی روشن تر می شود که بدانیم رولینگ به تازگی از کار شکایت و تعقیب قضایی کتابی با نام "فرهنگنامه هری پاتر" فارغ شده و تا توقیف تمام نسخه های این کتاب از پای ننشسته بود.

کتاب آنه لی با نام کامل "هری، یک تاریخچه: سرگذشت واقعی پسرک جادوگر، طرفداران و زندگی در میانه پدیده هری پاتر" در روز چهارم نوامبر سال جاری میلادی (14 آبان) روانه بازارها می‌شود.
 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...