«نیم قرن با بورخس» [Medio siglo con Borges] اثر ماریو بارگاس یوسا با ترجمه سعید متین توسط نشر برج منتشر شد.

نیم قرن با بورخس»  [Medio siglo con Borges] اثر ماریو بارگاس یوسا

به گزارش کتاب نیوز، خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا داستان‌نویس، مقاله‌نویس، سیاست‌مدار و روزنامه‌نگار پرویی است. یوسا یکی از مهم‌ترین رمان‌نویسان و مقاله‌نویسان معاصر آمریکای جنوبی و از معتبرترین نویسندگان نسل خود است.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

این کتاب رابطه‌ی تنگاتنگ و شیفته‌وار یوسا که خودش از بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر است با بورخس که عده‌ا‌ی مقام این قله‌ی رفیع در ادبیات را تا آنجا ارتقاع داده‌اند که او را مهم‌ترین نویسنده‌ی قرن بیستم برشمارند را روایت می‌کند. چه‌بسا صرف همین همنشینی این دو نام برای اینکه کتابی‌ خواندنی باشد کافی باشد. همین‌طور، از آنجایی که یوسا در این کتاب لذت مصاحبت با بورخس و آثارش را تمام‌وکمال و باجزئیات توصیف کرده، خواننده‌ی کتاب می‌تواند دربخشی از لذت یوسا شریک شود.

همچنین در معرفی این اثر از زبان خود نویسنده آمده است:

«این مجموعه‌‌ شاهدی است بر نیم ‌قرن خوانش نویسنده‌ای که از وقتی نخستین داستان‌ها و مقاله‌هایش را در لیمای دهه‌ی پنجاه خواندم، برایم سرچشمه‌ای پایان‌ناپذیر از لذت فکری بوده‌است. بارها آثارش را بازخوانی کرده‌ام، برخلاف دیگر نویسندگانی که نوجوانی‌ام را رقم زدند، هرگز ناامیدم نکرده‌است؛ برعکس، هر خوانش نو، شور و شادی‌ام را نو می‌کند و رازها و ظرافت‌های جدیدی از جهان بورخسی فوق‌العاده بکر در مضمون و فوق‌العاده شفاف و برازنده در بیان، بر من آشکار می‌سازد.»

کتاب «نیم قرن با بورخس» اثر ماریو بارگاس یوسا با خرید حق نشر فارسی، در 104 صفحه و قیمت 33 هزارتومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...