«معماهایی برای رازگشایی از عالم» [Puzzles to unravel the universe] نوشته کامران وفا [Cumrun Vafa] با ترجمه حسام‌الدین ارفعی توسط نشر نو منتشر شد.

معماهایی برای رازگشایی از عالم» [Puzzles to unravel the universe] نوشته کامران وفا [Cumrun Vafa]

به گزارش کتاب نیوز، کامران وفا، از برندگان مدال دیراک در سال ۲۰۰۸، استاد کرسیِ هولیس در ریاضیات و فلسفه‌ی طبیعی در دانشگاه هاروارد است. او با بهره‌گیری از معماهایی ساده و قابل‌فهم اصول فیزیک را برای خواننده‌ی غیرمتخصص تبیین می‌کند. همچنین با نگاهی ریاضی به این اصول، به داد و ستد بین فیزیک و ریاضیات که به‌شدت درهم‌تنیده‌ اما عمیقاً با هم متفاوت‌اند، می‌پردازد. راهبرد او بر مقایسه‌ی نگاه‌های مختلف و حتی متعارض به یک موضوع بنا شده است. او نشان می‌دهد که چگونه نگریستن از منظرهای مختلف به یک موضوع به غنای دانش‌مان از آن می‌انجامد. مثال‌ها و معماهایی که او می‌آورد دوره‌ی تاریخی وسیعی را شامل می‌شود: هم از تفکرات باستانی برای درک محیط و عالم بهره می‌برد، مثلاً در تخمین ارتفاع اتمسفر؛ و هم از رویکردهای مدرن و نظریه‌های بسیار پیچیده و ژرف همچون نظریه‌ی ریسمان که می‌کوشد جهان را در کوچک‌ترین مقیاس‌ها توصیف کند.

«معماهایی برای رازگشایی از عالم» نوشته کامران وفا در 264 صفحه و قیمت 90 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...