مجموعه‌ای از داستان‌‎های الکساندر پوشکین در کتابی با عنوان «دختر سروان» منتشر شد.


به گزارش ایبنا، مجموعه داستان «دختر سروان» اثر الکساندر سرگیویچ پوشکین با ترجمه حسین نوروزی منتشر شد. در سال‌های گذشته اثری با عنوان «دختر سروان» از پوشکین منتشر شده بود که پرویز ناتل خانلری مترجم آن بود. این کتاب نیز به تازگی از سوی نشر معین بازچاپ شده است.

پوشکین، شاعر و نویسنده روسی سبک رمانتیسیسم است. او در 6 ژوئن 1799 در شهر مسکو چشم به جهان گشود و در دهم فوریه 1837 در سن پترزبورگ درگذشت. او بنیانگذار ادبیات روسی مدرن به حساب می‌آید و برخی او را بزرگترین شاعرِ زبان روسی می‌دانند.

تاکنون آثار فراوانی از این شاعر و نویسنده به همت مترجمان مختلف به فارسی ترجمه و در ایران به انتشار رسیده و همایش دو روزه «سعدی و پوشکین» به مناسبت روز بزرگداشت سعدی در فروردین ماه سال 1391 نیز از جمله فعالیت‌هایی بوده که در ایران برای شناخت بهتر این شاعر و نویسنده روس در مرکز فرهنگی شهر کتاب انجام شده است.

پوشکین از آثار و اندیشه‌های شاعران و نویسندگان مشرق‌زمین به ویژه سعدی، فردوسی و حافظ تاثیر پذیرفته است و او را بنیانگذار زبان ادبی معاصر روسی و معیار سنجش زبان و ادبیات روسی می‌دانند.

در بخشی از این کتاب با ترجمه حسین نوروزی آمده است: «پوشکین شاعر و نویسنده‌ای است به تمام معنا رئالیست. در قرن هجدهم، نویسندگان و شاعران روس، از همکاران فرانسوی خود تقلید می‌کردند و آن‌ها نیز به نوبه خود، زیر تاثیر نویسندگان کلاسیک بودند. بدین ترتیب کلاسیسیم با همه جمود خود بر ادبیات روس حاکم بود.»

«دختر سروان و داستان‌های دیگر» اثر پوشکین با ترجمه نوروزی در 224 صفحه و به بهای هشت هزار و 500 تومان از سوی نشر جامی منتشر شده است.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...