رمان «زن چهل ساله» از سوی نشر زرین اندیشمند به بازار کتاب آمد.

زن چهل ساله: مادام دوبواری قرن بیست ویکم درسی کوچک» [A little learning] نوشته کرو فریزر [Caro Fraser

به گزارش کتاب نیوز، «زن چهل ساله: مادام دوبواری قرن بیست ویکم» عنوانی ست که مترجم کتاب برای رمان «درسی کوچک» [A little learning] نوشته کرو فریزر [Caro Fraser] به دلیل شباهتی که میان شخصیت اصلی این داستان با «اما بوواری» شخصیت اصلی رمان مشهور «گوستاو فلوبر» وجود دارد، انتخاب کرده است،

کرو فریزر نویسنده انگلیسی متولد 1953 و درگذشته به سال 2020 میلادی است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

«زن چهل ساله: مادام دوبواری قرن بیست ویکم» حکایت زنی ست که از ترس مرگ بدون تجربه‌ی عشق و زندگی واقعی، تن به تجربه ‎هایی می‌دهد که شاید سرانجام سعادتمندانه‌ای نداشته باشند. این کتاب با توجه به نام آن، به گونه‌ای ادبیات تعلیمی تعلق دارد که البته خالی از تمام آن ظرافت ها و شورمندی ها و لحظه های عاشقانه و دلپذیر نیست. «زن چهل ساله: مادام دوبواری قرن بیست ویکم» رمانی ست که در عین تصویر کردن قدرتی که عشق در آدم ها برای تغییر ایجاد می‌کند، موضعی اخلاقی نیز در خود نهفته دارد. رمان می‌کوشد با تصویر مصائبی که عشقی کور و بدون مفاهمه برای افراد به وجود می‌آورد، مقابل بی مسئولیتی شخصی آدم ها برابر انتخاب های گذشته‌ی زندگی شان بایستد. این کتاب دوست دارد به خوانندگانش اهمیت مسئولیت های اخلاقی را گوشزد کند و تاثیر رفتارهای عاشقانه و عاطفی و هیجان های ناشی از آن را بر زندگی آدم ها نشان دهد

فریده حسن زاده مترجم این اثر، شاعر و مترجم این اثر، نخستین کتاب شعر خود را در سال 1357 منتشر کرد. تعدادی از  آثارش در گلچین‌های شعر داخلی معرفی شده‌اند. همچنین اشعاری که به زبان انگلیسی نوشته در آنتولوژی‌های آمریکایی و اروپایی و آسیایی و در نشریات چاپی و الکترونیکی بین‌المللی به چاپ رسیده است. 

زن چهل ساله اثر کرو فریزر با ترجمه فریده حسن زاده در 365 صفحه و با قیمت 59 هزار تومان در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان به ادبیات داستانی است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...