کتاب «ذهن ارتجاعی» نوشته کوری رابین علي اكبر معصوم بيگي منتشر شد.

به گزارش ايبنا، کوری رابین، متولد 1967، روزنامه‌نگار، مقاله‌نویس و نظریه‌پردازِ سیاسیِ قابلی است که در کالج بروکلین و مرکز دوره دکتری سیتی یونیورسیتی نیویورک علوم سیاسی تدریس می‌کند. مقاله‌های او در نشریه‌هایی چون نیویورک تایمز، نیشن، هارپرز، ژاکوبن، دیسنت و لاندِن ریویوآو بوکز منتشر می‌شود.  

علي اكبر معصوم بيگي در پيشگفتار اين رمان مي‌نويسد: «گرچه محافظه‌کاری، به مفهوم مقاومت در برابر هر چیز نو که وضع موجود امور را بر هم بزند، تاریخی به دیرینگیِ عمرِ بشر دارد، اما محافظه‌کاری در مفهوم مدرن آن، به مفهوم اندیشه‌ای ارتجاعی که به بهانه حفظ همه چیزهای نگه‌داشتنی با نفس تغییر در می‌افتد، مگر آن‌که تغییر به حکم ضرورت ارتجاع را به تمکین از امر ناگزیر وادارد، باری به این تعبیر، محافظه‌کاری در پی انقلاب بزرگ فرانسه آغاز شد. انقلاب فرانسه برای اروپای کهن، اروپای فئودال‌ها، بزرگ زمین‌داران، شاهان، شاهزادگان، کشیشان و اسقفان، همه فرادستان قدر قدرت، حکمِ صوراسرافیل و شیپورِ بیداریِ قیامت‌آسایِ سرکوفتگان و راندگان و خفتگان، ستم‌کشان و محرومان و پایمال شدگان و در یک کلام، حکم بانگ بیدارباش همه کسانی را داشت که از ستم «رژیم کهن» در سراسر اروپای اشرافی به تنگ آمده و به خفقان مَرگامَرگی افتاده بودند. راستی را که انقلاب شورِ نُشور بود، آمده بود تا مردگان و نفرینیان زمین را از خواب هزار ساله برانگیزد، تا سامان ستم شاهان، اشراف، سپاهیان و کلیسا را از بیخ برآوَرَد.

سخنِ هیبت‌آسای سن ژوست: «آرزوی من همه آن است که آخرین پادشاه فرانسه را با روده آخرین کشیش فرانسه به اولین درخت بیاویزم»، از این کشاکش خونین هزار ساله حکایت داشت. در پیِ انقلاب، ارتجاع ترمیدوری همه در پی آن بود که وضع را به هر قیمت به عقب بازگرداند، اما از آنجا که در روند رویدادها دست کم این قدر وقوف یافت که بازگشت به گذشته از قدرت هر نیرویی، هر اندازه مهیب و بزرگ، بیرون است، همه همت خود را به کار گماشت تا نخست، جهت تغییر را به سود مرتجعان واگرداند. محافظه‌کاری بر این نظریه بنیادی استوار است که واقعیت و ماهیت هر جامعه‌ای را باید در سیر تحول تاریخی آن جست‌وجو کرد، و از این رو این تحول تاریخی اگر یگانه راهنما نباشد، باری معتبرترین درخور اتکاترین راهنمای حکومت‌هاست برای آنکه از سر احتیاط و دوراندیشی از دخالت در آنچه دیرگاهی است تثبیت شده است بپرهیزید. این قدر هست که محافظه‌کاری جامعه را چون چیزی می‌انگارد که می‌بالد و دامن می‌گسترد، اما محافظه‌کاران ترجیح می‌دهند که شاخ و برگ‌ها را هرس کنند اما هرگز دست به ترکیب ریشه‌ها نزنند. از این‌جاستکه رادیکال‌ها در برابر محافظه‌کاران بر این باورند که هیچ تغییری مگر دگرگونی بنیادیِ انقلابیِ جامعه و انسان نمی‌تواند در برانداختنِ جامعه عمیقا ناعادلانه به کار آید. بدین‌گونه، محافظه‌کاران‌اند که با هرگونه دگرگونی ریشه‌ای جامعه به ستیزه برمی‌خیزند. با این تفصیل، جهان مدرن با سه شِق اساسی روبه‌روست که محافظه‌کاری تنها یکی از آن‌هاست و شاید بتواند این مدعا را داشته باشد که در دوره‌هایی در تاریخ سنت سیاسیِ اروپا مرکزیت داشته است. یکی دیگر از این شق‌ها لیبرالیسم است که با تعهدش به آزادی و ارزش‌های رفورمیستی شناخته می‌شود و دیگری سوسیالیسم قانونی (و عمدتاً سوسیال دموکراسی) که دغدغه خاطر بنیادین‌اش درخصوص مردم فرودست موجب می‌شود که همه مسایل سیاسی را تابع به تحقیق رسیدن جامعه‌ای واقعی‌تر و عادلانه‌تر قرار دهد. به یک اعتبار، سیاست مدرن عمدتاً عبارت‌ بوده است از کشاکش و گفت‌وشنود میان این سه گرایش و سه جنبش. هر سه گرایش در چهارچوب سیاست جریان غالب می‌گنجند و طبعاً با گرایش و جنبش چهارم که، با سیاست انقلابی ریشه‌ها را هدف گرفته است، از بیخ ناسازگاند.

نظریه محافظه‌کاری، یکی از این سه گرایش، سالی پس از انقلاب فرانسه، دو واکنش به طرح‌های عقل محورانه انقلابیان فرانسوی سر برآورد و بیان نامه کلاسیک آن را باید در تأملاتی درباره انقلاب فرانسه (1790) ادموند برک یافت. تأکید تاریخی برک، در اصل، پیامد جریان‌های ژرفی در اندیشه اروپایی بود، جریان‌هایی که برهان و استدلال انتزاعی را همچون روشی برای فهم جهان انسانی و پیچیدگی‌های آن مردود می‌شمردند. شاید، و بلکه بی‌گمان، طُمطُراقِ محضِ زبان‌آوری برک لازم بود تا محافظه‌کاری را به عنوان شاکله‌ای مفهومی به جهان آورد، چراکه این نظریه در ناب‌ترین صورت خود تنها شامل مشتی قاعده و قانون عقلی در باب احتیاط و دوراندیشی (در باب پیچیدگی و همتافتگی امور و حکمت احتیاط و دست به عصا بودن در تغییر دادنِ وضع) می‌شد که در فضای روشنفکری دو سده واپسین در برابر ادعاهای فلسفیِ وسوسه‌انگیز ایدئولوژی‌های مدرن سخت رنگ می‌باخت و کم توس و توان می‌نمود.

نظریه‌های رقیب مدعی‌اند که نه تنها تکاپوهای سیاسی بلکه بشر و جایگاه او را در جهان نیز توضیح می‌دهند. اما نظریه محافظه‌کارانه برک بر آن بود که این تصویرِ گسترده‌تر (سیاست مدرن و جایگاه بشر) را دین برای ما فراهم آورده است، و بدین‌گونه برک مستعد بود که حرکت درخور امور الاهی را چنان بسط دهد که حرمت خداگونه‌ نهادهای موجود دیرپا و نیز تثبیت جامعه بشری را هم در برگیرد. اما این تأکید ایمان باورانه در عین حال نباید این واقعیت را پنهان دارد که محافظه‌کاری درخصوص توانایی هر انسان ـ که در محدوده‌های آگاهی کنونی رفتار می‌کند ـ برای درک پیچیدگی‌های زندگی انسانی، آن‌گونه که در سراسر تاریخ مکتوب تحول پذیرفته است، دستخوش شکاکیتی عمیق است.

گرچه سخن کوری رابین در کتاب حاضر با تامس هابز، این «نخستین ضد انقلابی»، آغاز می‌شود و با بزرگ‌ترین نظریه‌پرداز محافظه‌کاری، ادموند برک، دنبال می‌شود، غرض اصلی او پرداختن تفصیلی‌تر به دور‌ِ تازه‌ای از محافظه‌کاری است که در برابر جنبش‌های آزادی‌خواهانه ـ برابری خواهانه دهه 1960 و 1970 به منصه‌ ظهور می‌رسد. از این‌جاست که نویسنده در بخش دوم کتاب با مفهوم خشونت و ربط آن به ایدئولوژی‌های سیاسی (فاشیسم، راست جدید، نومحافظه‌کاری و مانند آن) سروکار دارد. نخست به رونالد ریگان و تبهکاری‌ها، خون‌ریزی‌ها و قساوت‌های او در گواتمالا و در فصل‌‌‌های بعدی به یازده سپتامبر و پایان جنگ سرد، ظهور نئوکان‌ها، جنگ و حمله و تجاوز سپتامبر و پایان جنگ سرد، ظهور نئوکان‌ها، جنگ و حمله و تجاوز به افغانستان و عراق، شکار دگرباشان، به اصطلاح توازن میان آزادی و امنیت و بسیاری امور دیگر می‌پردازد.»

کتاب «ذهن ارتجاعی» نوشته کوری رابین با ترجمه اکبر معصوم‌بیگی در 386 صفحه با شمارگان توسط موسسه انتشارات نگاه به بهای 40هزار تومان راهی بازار کتاب شد.

مسیح در آن دم که به بالای صلیب می­‌رود تا جان بسپارد، در یک لحظه دستخوش آخرین وسوسه می­‌شود، و آن اینکه به واقع دچار مصایب نشده و زجر و آزار ندیده است، و به جای اینکه راه دشوار ریاضت را طی کرده و مسیح شده باشد؛ زن گرفته، بچه‌­دار شده و در کنار مرثا و مریم [خواهران الیعاذر، همان کسی که به انفاس عیسی دوباره زنده شد] مثل یک انسان ساده و خوشبخت، زندگی را سر می‌کند... این پرنده‌ی شکاریِ همواره گرسنه، به آن هجوم می‌­آورد و نابودش می‌­سازد. ...
ادبیات دفاع مقدس از جنگ تابلویی زیبا برایم رقم زده بود؛ تابلویی سرشار از معنویت، انسانیت، صفا و برادری... به‌تدریج جنگ برایم به یکی از وحشتناک‌ترین رویدادها بدل شد و دریافتم نترسیدنم از جنگ محصول گرفتاری در عاطفه‌ها بوده... ادبیات دفاع مقدس شجاعت و نبردِ ستودنی رزمنده‌های عزیزِ ایرانی در خلیج‌فارس با آمریکایی‌ها در سال‌های پایانی جنگ را روایت می‌کرد اما چندان از صدها میلیون دلار خسارت عملیات‌های تلافی‌جویانه‌ی آمریکایی‌ها در نابودی سکوهای نفتی ایران سخن نمی‌گفت. ...
یک جوان مطبوعاتی تلفن زد و پرسید: کلنل مجوز گرفت؟! من به او گفتم: نه؟! و هیچ توضیح دیگری نداشتم بدهم... با تیتر درشت نوشته شده «کلنل از سدّ سانسور گذشت!» و غروب همان روز- یا فردا! - ناشر به من تلفن زد که آقا یک کتاب توزیع شده با عنوان «زوال کلنل» و من شکایت کرده‌ام و چه و چه و چه… اما فلانی که می‌شناسید (یعنی سرویراستار ناشر کتاب) به من دستور داد تیتر را بزنم و کاری نداشته باشم. ...
گزارش اندوه به هیچ‌وجه اثری تفننی و سرگرم‌کننده نیست، بلکه اثری جامعه‌شناختی و روان‌شناختی از سه دهه سیاست‌زده جامعه ایرانی پس از انقلاب است که به رویدادهای توفنده سال ۸۸ ختم می‌شود... همه ما در آنچه به دست آوردیم و یا از دست دادیم سهیم هستیم... قدرت‌نمایی حزب‌اللهی‌ها در برابر پانک‌ها، بریک‌دنس‌ها، تشییع روز به روز شهدا، اعدام‌ها و شکستن سنگ قبرهای مجاهدین(منافقین)... ...
شعر بیدل را به‌خاطر تعلقش به مکتب هندی نیست که دوست دارم، بلکه به‌خاطر وجوهی در شعر اوست که او را از خیلی از هندی‌سرایان متمایز می‌کند... مشترکات میان دو ملت، مشترکاتی اصیل و واقعی است. براساس مصلحت‌های سیاسی نیست که تابع اوضاع زمانه باشد... چیزی که ما به آن سخت نیازمندیم، آگاهی‌بخشی و درس گرفتن از تاریخ است، چون تاریخ فقط برای مردمی تکرار نخواهد شد که از آن درس می‌گیرند. ...