کتاب «دوران کرونا ویروس: جهان در بحران تاج پنج گرمی» نوشته محمدعلی نویدی توسط انتشارات دایره دانش منتشر شد.

دوران کرونا ویروس: جهان در بحران تاج پنج گرمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «دوران کرونا ویروس» در ۱۹۰ صفحه توسط انتشارات دایره دانش منتشر شده است. نویسنده کتاب را در سه بخش تنظیم کرده است؛ نخست بخش مطالعات تطبیقی و مقایسه‌ای است که پیشگفتار کتاب را شامل می‌شود. در این بخش نویسنده با مقایسه دوران کرونا ویروس و عصر طاعون و وبا و تیفوس و ایدز و آنفلوآنزا، به بحث و بررسی و تحلیل تفاوت‌ها و تشابه‌های این دوران پرداخته است و تجزیه مشترک این اعصار اپیدمی و بیماری همه گیر و جهانی را، برای بشر قرن بیست و یکم، یادآوری کرده است و فرق دوران شیوع «کووید، ۱۹» در قرن حاضر با شرایط و اوضاع قرون بیماری‌های واگیر، بررسی کرده است.

بخش دوم کتاب «دوران کرونا ویروس» به متن اصلی و مقالات اختصاص دارد. در این کتاب چهل مقاله و مطلب کوتاه «طبق روش تفکر اثر بخش» آمده است. موضوع مقالات و مطالب کتاب، مقولات مرتبط با انسان و زندگی است. مانند امیدواری، مدیریت ذهن، اندیشه ورزی در کارها و امور زندگی، همکاری‌ها و همبستگی‌های اجتماعی و… در قسمت پایانی این بخش، به دوران «پسا کرونا» پرداخته شده که شامل ۱۰ مقاله می‌شود.

بخش سوم کتاب، به بررسی آمار و مستندات دوران پیک و موج اول شیوع کرونا، یعنی از اول اسفند ۱۳۹۸ تا چهارده خرداد ۱۳۹۹، اختصاص دارد. نویسنده در این بخش آمار روزانه ایران و جهان را رصد و دسته بندی کرده و مطالعه‌ای تطبیقی را سامان داده است. این کتاب به عنوان اولین منبع راجع به دوران کرونا ویروس، می‌تواند به منزله یک کتاب مرجع و رفرنس تلقی شود.

................ هر روز با کتاب ..............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...