کتاب «فرش و فرش‌بافی در ایران» نوشته سیروس پرهام منتشر شد.

فرش و فرش‌بافی در ایران به روایت سیروس پرهام

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در قطع وزیری و ۲۱۶ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۳۵هزار تومان، ازسوی انتشارات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی) منتشر شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: کمتر مردمی در جهان، جلوه‌های گوناگون فرهنگ و هنر خویش را در قرون و اعصار متمادی، از سپیده‌دم تاریخ تا روزگار ما، چنین زیبا و فریبا در گره‌های به‌هم‌پیوسته و رنگین تار و پود در برابر چشم مردم صاحب‌نظر قرار داده‌اند: فرش ایرانی تابلویی از شکوه چشم‌نواز و روح‌پرور باغ‌ها و بوستان‌هایی است که از گذشته‌های دور به‌نام کشور ما شناخته می‌شده و نشانه‌هایی از دیگر هنرهای ایران، چون نگارگری و صورتگری و حتی خوشنویسی، با ظرافتی شگفت‌انگیز در آن به جلوه‌گری درآمده است، چندان که در شرق و غرب عالَم، دست‌بافت‌های هنرمندان ایرانی، زینت‌بخش موزه‌ها و خانه‌های هنردوستان گیتی است.

کتاب «فرش و فرش بافی در ایران» در شش فصل تنظیم و تدوین شده است: انواع فرش دست‌باف (واژه قالی، ساختار و اسلوب گره‌بافی و گلیم زیلو)، مقدمه تاریخی، و فرش‌بافی ایران پیش از اسلام (قدمت قالی‌بافی، فرشپاره‌های پیش از هخامنشیان، قالی پازیریک، قالی ساسانی، مدارک و نمونه‌های غیرمنسوج، مدارک مکتوب، فرش بهارستان، گلیم‌بافی و زیلوبافی)، فرش‌بافی پس از اسلام تا پایان سده ۹ ق (سده‌های نخستین اسلامی، سده‌های میانه اسلامی، فرش در مینیاتور و مدارک مکتوب فرش‌بافی در سده‌های نخستین و میانه)، عصر زرین فرش‌بافی («قالی‌های اردبیل»، قالی‌های گروه «سالتینگ»، سرآغاز و مراکز شکوفایی، مجموعه ۱۳ پارچه مقبره شاه عباس دوم، ارتقای جایگاه جهانی قالی ایران و زیلوبافی)، از دوره افشاریان تا عصر حاضر (عصر قاجار، نمایشگاه‌های بین‌المللی، شرکت‌های چندملیتی، رنگ‌های جوهری، دوره پهلوی و دوران جمهوری اسلامی) و فرش و دیگر دست‌بافت‌های عشایر (ویژگی‌های فرش‌بافی عشایری، اقسام دست‌بافت‌های عشایری، جوال، خرجین، خرجینه، خرجینک، گبه جاجیم).

................ هر روز با کتاب ..............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...