کتاب­‌ «یاد و یادگار» پیرامون تاریخ و فرهنگ آشتیان و روستاهای آن منتشر شد.

یاد و یادگاری از تاریخ و فرهنگ آشتیان و روستاهای آن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «یاد و یادگار» به قلم صادق حضرتی آشتیانی شامل زندگی­نامه مشاهیری چون دکتر مصدق، دکتر عباس اقبال آشتیانی، پروین اعتصامی، مستوفی الممالک آشتیانی، میرزا حسن آشتیانی و سفرنامه­‌های ناصرالدین­ شاه و درباریانی را که به آشتیان سفر کرده­‌اند، است.

مؤلف این کتاب آشتیان و روستاهای توابع آن مانند سیاوشان و گَرَکان را که تاریخ کهن از روزگاران زرتشت دارند همراه با تصاویر به تقریر درآورده است. این کتاب مناطق آشتیان، تفرش و نیز فراهان را توصیف کرده است.

در متن پشت جلد کتاب آمده است: «کتابی که فراروی شماست دارای سه بخش و مجموع ۱۶ فصل پیرامون تاریخ و فرهنگ آشتیان و روستاهای آن است. به استناد پژوهش‌­های اخیر باستان­شناسان حیات اجتماعی و فرهنگی منطقه جای سخن به دوران پیش از تاریخ می‌­رسد؛ یعنی همزمان و قابل مقایسه با حوزه فرهنگی سیلک کاشان و تپه حصار دامغان اما تاریخ وره باستانی (آشتیان فعلی) از زمان تألیف تاریخ قم تا هنگامه برآمدن حکومت صفوی به دلایلی در هاله‌ای از خاموشی و انزوا پنهان بوده است.

در این پژوهش تلاش شده تا با استناد به نوشته‌­­های منتقدان و بررسی منابع مکتوب و نیز تفحص در آثار معماری و بناهای قدیمی بازمانده از روزگاران گذشته و همچنین پرداختن به سیر زندگانی و کوشش‌­های ملی، اجتماعی و فرهنگی مردان و زنان تاریخ‌ساز و تاثیرگذار منسوب به این منطقه که هر یک نقش بزرگی در تحولات فکری و سیاسی و اجتماعی روزگاران خود داشته‌­اند غبار رخوت و فراموشی از زوایای تاریخ این کهن‌­شهر زدوده شود و در حد توان سیمای آشتیان پرشکوه از پس قرون و اعصار تاریخ نمایان شود.»

این کتاب با مجموع ۶۰۰ صفحه و شمارگان هزار نسخه به قیمت ۱۴۸ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ..............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...