رمانی از برگزیده جایزه ادبی نوبل در سال 2018 روانه بازار کتاب ایران شد.

«با گاوآهن استخوان مردگان را شخم بزن» [Drive your plow over the bones of the dead]  الگا توکارچوک [Olga Tokarczuk]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات مروارید کتاب «با گاوآهن استخوان مردگان را شخم بزن» [Drive your plow over the bones of the dead] اثر الگا توکارچوک [Olga Tokarczuk] نویسنده و نمایشنامه‌نویس لهستانی برگزیده جایزه ادبی نوبل ۲۰۱۹ را منتشر کرد.

داستان این رمان درباره یانینا دوشیکو است که از نام خود بیزار است. این زن میان‌سال و عجیب و غریب در جنگلی دور افتاده در غرب لهستان زندگی می‌کند. عاشق ویلیام بلیک، شاعر بریتانیایی، و عاشق طالع‌بینی است.

ماجراهای کتاب زمانی آغاز می‌شود که او شاهد مرگ مرموز شماری از ساکنین منطقه، اعم از انسان و حیوان، می‌شود و تصمیم می‌گیرد در مورد این مرگ‌ها تحقیق کند.

این رمان ارتباط میان قدرت، پول و مردسالاری را واکاوی می‌کند و به بحران‌های زیست محیطی و سیاسی دنیای امروز ما می‌پردازد.

الگا توکارچوک، نویسنده‌ی سرشناس لهستانی است. او در سال ۲۰۱۸ برای رمان «پروازها» برنده‌ جایزه‌ معتبر ادبی، «من بوکر» شد و در سال ۲۰۱۹ نیز جایزه نوبل ادبیات را به دست آورد.

نشر مروارید این اثر را با ترجمه دنیس آپیری و با قیمت ۴۸ هزار تومان منتشر کرده است.  

[این رمان پیش از این با عنوان «استخوان مردگان را شخم بزن» در سال ۱۳۹۸ با ترجمه هانیه مهرمطلق توسط نشر گویا منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...