استاد محمدرضا حکیمی چه کتاب‌هایی را برای مطالعه به طلاب و دانشجویان دین پیشنهاد می‌دهد؟

محمدرضا حکیمی به طلاب

به گزارش ایبنا، محمدرضا حکیمی، اندیشمند و متفکر برجسته اسلامی در دسته اول، تأکید بسیار زیادی بر مطالعه و تدبر در قرآن، نهج‌البلاغه، خطبه حضرت زهرا(س)، خطبه منی امام حسین(ع)، صحیفه سجادیه، ادعیه و احادیث معصومین(ع) و سرگذشت عالمان دارد.

وی در برخی از کتاب‌ها، مطالعه «الغدیر» علامه امینی، «الحیات» و «مکتب تفکیک» (تألیف خود استاد)، برخی آثار شهید مطهری، علامه جعفری، استاد محمدتقی شریعتی، «امام علی(ع)، صدای عدالت انسانی» جورج جرداق مسیحی را توصیه کرده است. و نیز آثار زیر را:

«منیة المرید»
درباره مسائل خودسازی و ایثار… کتاب‏‌هایی چند نوشته شده است. مطالعه این کتاب‌ها لازم است، بلکه می‌‏توان گفت واجب است. از جمله این کتاب‌ها، کتاب «منیه المرید» است، تألیف شیخ بزرگوار، عالم ربانی، شیخ زین‏‌الدین شهید ثانی. ترجمه‏‌های فارسی این کتاب نیز منتشر شده است. خوب است افرادی که تاکنون این کتاب را نخوانده‌‏اند، آن را همواره و مکرر بخوانند.
میرزای شیرازی درباره این کتاب، چنین مرقوم کرده است: «بسم الله الرحمن الرحیم. چقدر شایسته است که اهل علم مواظبت نکند به مطالعه این کتاب شریف، و متادب شوند به آداب مزبوره در آن».

«معراج السعاده»
از کتاب‌های مهم درباره اخلاق علمی، کتاب «معراج السعاده» است، تألیف عالم عامل، ملا احمد نراقی. این کتاب اهمیت بسیار دارد و باید کتاب بالینی طلبه باشد؛ یعنی کتابی که هر شب مقداری بخواند و خود را با آن منطبق کند. چون بعضی کتاب‌ها مطالعه‏‌ای نیست؛ یعنی اینطور نیست که انسان بخواند و کنار بگذارد، مانند داستان که می‏‌خوانند و کنار می‏‌گذارند. مثلاً اگر شما کتابی درباره دستورات ورزشی بگیرید و بخوانید و کنار بگذارید، چه سودی دارد؟ اینگونه کتابی، یا ورقه و دستورالعملی، باید در کنار انسان باشد، و پیوسته قسمتی را بخواند و عمل کند و این حرکت و آن حرکت را انجام دهد و تکرار کند و سپس به قسمت دیگر بپردازد، تا کم کم آثار ورزش در وجود او پیدا شود و بدنی قوی و سالم پیدا کند. کتب اخلاق هم همینطور است، باید انسان فصل‏‌هایش را، صفحاتش را، یکی یکی، بخواند و عمل کند، و خود را از «نو» بسازد و چون در یک مرحله موفق شد، به مرحله دیگر برود.

«اَلعُروه الوُثقی» سید جمال‏ الدین اسدآبادی
در کتاب «بیدارگران اقالیم قبله»، در بخش مربوط به «سید جمال‏الدین اسدآبادی»، مطالبی مهم و یادآوری‌هایی لازم، درباره مجله انقلابی «العروة الوثقی» که با همت و همکاری سید جمال‏‌الدین و شیخ محمد عبده انتشار یافت به قلم آوردم و این کتاب را به عنوان مهمترین منبع استخراج افکار و پیشنهادها و آموزش‏‌های «سیاسی ـ دینی» و «سیاسی ـ اجتماعی» سید جمال‌‏الدین معرفی کردم و نوشتم: «این کتاب نباید تا این اندازه مغفول و مجهول بماند، کتابی که نوشته شده، جهان خفته اسلام را بیدار کرد؛ کتابی که آن را مشعل آزادی‌خواهی، خوانده‌‏اند و در همان‌جا گله‏‌گزاری کردم که چرا این عروةالوثقای سیاسی مانند عروة‌الوثقای فقهی، مورد توجه و شرح‏‌نگاری و حاشیه‏‌نویسی قرار نگرفته است؟! و پیشنهاد کردم که این کتاب جزء کتب درسی حوزه‏‌ها قرار گیرد.
در پیوست‏‌هایی که برای کتاب «سیری در اندیشه سیاسی عرب» تألیف مرحوم حمید عنایت نگاشتم نیز نوشتم: «… برای رهایی بخشیدن شرق و اسلام از چنگال استعمار باید به هدف والای او (سید جمال‎الدین) پیوسته بیندیشند، یعنی: اتحاد ممالک و اقوام اسلامی و بازگشت به تربیت‏‌های راستین قرآنی. در این باره باید کتاب «العروة‌الوثقی» را بارها خواند و بلکه در حوزه‌‏های مربوط درسی وارد کرد…».

«از چشمه کویر» استاد محمدتقی شریعتی
یکی از آثار بسیار ارجمند و پرمحتوی و غنی و خواندنی استاد محمدتقی شریعتی، کتاب «از چشمه کویر» است. من به همه افراد خواهان معرفت‏‌های دینی به ویژه جوانان که به اعتقادات خود و حفظ این اعتقادها علاقه دارند و در پی یافتن نکته‎هایی دانستنی و سازنده درباره شناخت‎های عقیدتی هستند سفارش می‎کنم که حتماً این کتاب را بخوانند و از آن هر چه بیشتر استفاده کنند و بدانند که آگاهی و بیداری هیچ منافاتی با پایبندی به اعتقادات دینی و جدا کردن «حق» از «باطل»، و تأکید بر «حق» و نفی «باطل» ندارد.

«تکاپوگر اندیشه‏‌ها» زندگی و اندیشه علامه جعفری
نگاهی گذرا به کتاب دکتر نصری می‏‌افکنیم، چه به بخش نخست و چه بخش دوم. محقق جوان در این بخش در ۱۹ عنوان و عنوان‏‌های فرعی بسیار پرتنوع و پرمطلب، مسائل بسیار ارزنده‏ و افکار بلند و درخشانی را از خلال آثار استاد جعفری در آورده و معلوماتی وافر، به صورتی شایسته و علمی، به خوانندگان خود عرضه کرده است. این کتاب، جعفری را حتی به کسانی که سال‌ها با وی آشنایی داشته‏‌اند، از نو معرفی می‏‌کند، پس بهتر این است که از خوانندگان دکتر نصری بخواهم که به ویژه این بخش را با دقت و حوصله و حتی مکرر بخوانند. این عصاره‌‏گیری و فصل‏‌بندی افکار چهل ساله یک متفکر بزرگ، از خلال آثاری بی‏‌شمار کاری آسان نبوده است، اما کار را بر دیگران آسان کرده است.

«عیار نقد»
کتاب «عیار نقد» را حتماً و با دقت بخوانید، تألیف استاد سید یحیی یثربی. وی در آن کتاب یادآور شده‏ که «کلام»، «فلسفه» و «عرفان»، شانسی و با قرعه‏‌کشی، سه رشته نشده‌‏اند، بلکه هر یک اصول و مبانی خاص خود را دارند، که باعث تمایز آنها در طول قرون شده است و در هم ریختن و بهم آمیختن آنها نه تنها کار مهمی نیست، بلکه زیان‏رسانی به علم و روش و تحلیل و تعقل است.
کتاب «عیار نقد» را که کتاب کوچکی است و خواندن آن وقتی زیاد نمی‏‌خواهد، اما فکر و تأمل می‏‌خواهد را ملاحظه کنید و مکرر بخوانید. نگذارید در فلسفه، چشم و گوش بسته بار بیایید و تلقین‏‌های مدرسان و استادان را بپذیرید و مرعوب هیچ شخصیتی از بزرگان تاریخ فلسفه نشوید، در عین اینکه به آنان احترام می‏‌گذارید. و خلاصه اینکه اگر مدعی عقل‏‌گرایی هستید در معارف و عقلیات، دنباله‏‌رو و مقلد نباشید، خودتان باشید و فکر کنید تا بیابید.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...