به گزارش فارس، «فرشته‌های خاکى» حکایت مدافعان حرمى است که با دیوى بنام داعش در شهر مقدس سامراء دست و پنجه نرم می‌کنند. زمانى که داعش به نزدیک حرم عسکریین در سامراء می‌رسد و به قصد یکسان کردن حرم با خاک به طرف حرم می‌آید، فرشته‌هایی لبیک گویان به حکم جهاد آیت الله سیستانى به دفاع از حرم برپا می‌خیزند.

«اسما هاشمی» نویسنده این اثر در گفت‌وگو با فارس درباره کتاب گفت: «فرشته‌های خاکى» سال ۱۳۹۷ در کارگاه مدافعان حرم به سرپرستی استاد مریم بصیری تشکیل شد یکی از اعضای آن کارگاه من بودم؛ شروع به نوشتن و آموختن کردیم، چون موضوع مدافعان حرم بود و به این دلیل که زبان عربی مسلط بوده و از عرف و قومیت کشور عراق آگاه بودم، به خانم بصیری گفتم درباره حشد الشعبی می‌نویسم.

هاشمی اضافه کرد: برای نگارش کتاب ناچار شدم به عراق سفر کنم تا تحقیقات میدانی انجام دهم، تا با رزمندگان، پرستاران و پزشکان که در روزهای سخت دفاع در سامرا حضور داشتند، صحبت کنم، مطالب را پس از مصاحبه جمع کردم و تحقیق حدود ۷ ماه طول کشید.

وی با توضیح درباره نام کتاب و عنوانی که انتخاب کرده، گفت: من رمان نویس نیستم، اما همه داستان‌ها واقعی و شخصیت‌ها ذهنی هستند، سعی کردم زمان سخت و دشوار سامرا را بنویسم که شش ماه به طول انجامیده بود؛ در مورد زن اسیر، زن مدافع حرم، طلبه‌هایی که از سوی آیت‌الله سیستانی عازم شدند و... نوشتم. نام کتاب را «فرشته‌های خاکى» نهادم چرا که هیچ یک از شخصیت‌هایم شهید نمی‌شوند.

این نویسنده با تاکید بر اینکه «فرشته‌های خاکى» حدود ۱۱۷ صفحه است ابراز داشت: تحقیق ۷ ماه به طول انجامید، اما پروسه نگارش داستان شش ماه بود. زمانی که من به عراق رفتم، امن بود، چند طلبه را می‌شناختم و از طریق آنها با رزمندگان ارتباط می‌گرفتم. مسلط بودن به زبان عربی کمک بسیاری به من کرد.

نویسنده کتاب «دوستت دارم دمشق» اضافه کرد: من بیشتر داستان کوتاه می‌نویسم، از این رو مجموعه داستان با دیگر نویسنده‌ها گردآوری می‌کنیم. «فرشته‌های خاکى» هم شامل ۷ داستان کوتاه است که در یک مجموعه گرد آمده.

................ هر روز با کتاب ...............

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...