30 دستگاه تاکسی در شیراز برای پیوستن به شبکه دوستدار کتاب به کتابخانه سیار مجهز شدند.

به گزارش کتاب نیوز، مدیر عامل سازمان حمل‌ونقل مسافر شهرداری شیراز در آیین آغاز به کار شبکه تاکسیرانان دوستدار کتاب شیراز در پایانه مسافربری درون‌شهری ترمینال شهید کاراندیش، گفت: ترویج کتابخوانی از راه‌های مهم توسعه فرهنگ شهروندی است.

مسعود حسن‌شاهی افزود: بسیاری از شهروندان، بخش مهمی از اوقات خود را در وسایل حمل و نقل عمومی می‌گذرانند و کتابخوانی زمینه مناسبی را برای پر کردن اوقات فراغت آن‌ها فراهم می‌سازد.

وی گفت: ۳۰ اتوبوس درون‌شهری به‌منظور انتقال پیام‌های شهروندی با استفاده از ابزار‌های فرهنگی و هنری به مانیتور مجهز شده‌اندو۳۰ تاکسی به صورت آزمایشی با همکاری سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز کتابخانه‌های سیار راه‌اندازی شد.

حسن‌شاهی ادامه داد: پس از دریافت بازخورد‌های این طرح، تا پایان سال تعداد بیشتری از تاکسی‌ها به این کتابخانه‌های در گردش مجهز می‌شوند.

سرپرست اداره فرهنگی و هنری سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز در معرفی این کتاب‌ها گفت: کتاب‌های این کتابخانه‌ها با مضامین مختلف و در حوزه‌های مختلف شعر، طنز، تربیتی و داستان کوتاه انتخاب شده‌اند تا شهروندان در سفر‌های کوتاه‌مدت بتوانند از آن‌ها استفاده کنند.

پیش از این گروه‌ها و اصناف مختلف از جمله سالمندان، آتش‌نشانان، دانش‌آموزان، نابینایان، نامه‌رسانان، رستوران‌ها و کافه‌داران، به این شبکه پیوسته‌اند.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...