ویرایش سوم کتاب «شیعه؛ مجموعه مذاکرات با پروفسور کربن» نوشته علامه محمدحسین طباطبایی، توسط نشر بوستان کتاب روانه بازار شد. در این کتاب هانری کُربن تصریح دارد که"برخلاف اعتقاد همه مستشرقین گذشته، اعتقاد من این است که مذهب تشیع یک مذهب حقیقی اصیل و پابرجاست و دارای مشخصات یک مذهب حقیقی است."

به گزارش ایبنا؛ کتاب «شیعه؛ مجموعه مذاکرات با پروفسور کربن»، حاصل گفت‌وگوها و نامه‌هایی است که میان پرفسور هانری کربن، محقق بزرگ فرانسوی و نیز متفکر شهیر اسلامی
علامه طباطبایی در سال 1338 صورت گرفته و با توضیحات و تحقیقات دو تن از شاگردان برجسته علامه، علی احمدی میانجی و سید هادی خسروشاهی پربارتر شده است.

این اثر می‌کوشد جمله «ما همه حزب خدا و حامیان دین او هستیم» را به اثبات رسانده و جامعه تشیع را نه تنها به اهل تسنن، بلکه به انسان تشنه امروز با اتکا به اسناد و مدارکی که اکثر آنها متعلق به اهل تسنن است، معرفی کند.

بر اساس مطالب این کتاب، شیعه، تفسیر درست تعالیم قرآن و سیره نبوی را در پیروی از اهل بیت پیامبر(ص) می‌داند. این گرایش از نخستین سال‌های صدر اسلام پدید آمد و در پیروی مطلق از اهل بیت پیامبر(ص) تجلی و استمرار یافت.

داستان شکل‌گیری شیعه، مشکلات و موانعی که بر سر راه آن ایجاد شد، تهمت‌های ناروا به شیعه، چگونگی مرجعیت اهل بیت(ع)، پی‌ریزی علوم توسط آنان، طرز تفکر فلسفی در بیانات آنان، پاسخ به شبهه‌ها وسؤالات گوناگون از جمله مباحثی است که در این کتاب به طور مستند و منطقی درباره آنها بحث شده است.

در مقدمه کتاب از زبان پرفسور هانری کربن آمده است: برخلاف اعتقاد همه مستشرقین گذشته، اعتقاد من این است که مذهب تشیع یک مذهب حقیقی اصیل و پابرجاست و دارای مشخصات یک مذهب حقیقی می باشد و هر تعریف دیگری که مستشرقین گذشته از شیعه به دنیای غرب معرفی کرده‌اند، بی‌پایه است.

این کتاب برای نخستین بار در سال 1339 با عنوان«مکتب تشیع»در 380 صفحه چاپ و منتشر شد و اکنون برای بار سوم و پس از تجدید نظر کلی و اضافات و اصلاحات، در چهار فصل«مکتب تشیع»، «بیانات ائمه شیعه و اندیشه فلسفی»، «پاسخی بر نقد کتاب شیعه» و«توضیحات» منتشر شده و برای تکمیل مطالب این کتاب به بیش از 250 کتاب و مدرک اهل تسنن و شیعه مراجعه شده است.

ویرایش سوم کتاب «شیعه؛مجموعه مذاکرات با پروفسور کربن»نوشته علامه محمدحسین طباطبایی و به کوشش سید هادی خسروشاهی در شمارگان 1500 نسخه، 440 صفحه و قیمت 60000 ریال روانه بازار کتاب شده است.

نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...