تدوینگر کتاب «منشور فرهنگ از نگاه امام خمینی(ره)» با اشاره به این که ویرایش نخست چاپ دوم این اثر منتشر شده، ضرورت ارایه چارچوب و سیستمی از نظام فکری و فرهنگی شخصیت‌های اصلی انقلاب اسلامی را از اهداف اصلی تولید و انتشار این مجموعه برشمرد.

محمدحسن جعفرزاده در گفت‌وگو با ایبنا، با اشاره به این که در تبیین مبحث نظام فکری حاکم بر دیدگاه‌های انقلاب اسلامی از سوی
امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی، تلاش‌های متعددی انجام شده،‌ اظهار داشت: تدوین و انتشار منشور فرهنگی این شخصیت‌ها برای آشنایی بیشتر نسل جدید از اهمیت فراوانی برخوردار است.

نویسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ و مطالعات اجتماعی، ارایه نگرش‌های کلی‌ از دیدگاه‌های فکری و فرهنگی این بزرگان برای این که نسل کنونی بتوانند تفسیری از آرای آنها به دست آورند، سپس به مطالعه یکایک اندیشه‌ها بپردازند را از ملزومات ورود به چنین مطالعات برشمرد و گفت: با توجه به حجم گسترده تالیفاتی که درباره اندیشه‌های امام خمینی(ره) وجود دارد، هر فرد یا موسسه‌ای یکی از نکات موضوعی و مورد بحث خود را برگزیده و در آن زمینه به گردآوری و ارایه اطلاعاتی پرداخته است، در حالی که باید ابتدا به تبیین نظام فکری و دیدگاه‌های آن شخصیت و سپس به بیان آرای او پرداخت.

وی با اشاره به این که عده فراوانی از موسسات و افراد گوناگون با برداشت‌های فردی خود به تبیین دیدگاه‌های
امام خمینی(ره) می‌پردازند، به طوری که وقتی این دیدگاه‌ها را در کنار یکدیگر قرار می‌دهیم، انسجام و یکپارچگی لازم را ندارند، معتقد است: این نویسندگان به دلیل آن که موضوعی خاص را دنبال می‌کردند، به خوبی نتوانستند جایگاه آن موضوع را در کل نظام فرهنگی امام درک کنند و منتقل سازند. از این رو، تدوین منشوری از تفکر و آرای فکری و فرهنگی امام خمینی(ره) ضرورت دارد.

جعفرزاده همچنین از تدوین و نگارش «منشور فرهنگ از نگاه مقام معظم رهبری» از سوی موسسه فرهنگی ولاء منتظر(عج) خبر داد و گفت: از آنجایی که ولی فقیه به عنوان سرپرست کل جامعه به ویژه در امور فرهنگی قرار دارد، برای دست‌یابی به هماهنگی کلان، آگاهی از چارچوب‌ها و نظام فکری وی امری ضروری به نظر می‌رسد.

به گفته وی، در کتاب «منشور فرهنگ از نگاه امام خمینی(ره)» فهرستی از موضوعات کلان فرهنگی تهیه شده‌اند. با دسته‌بندی این موضوعات، ساختار اصلی کتاب در سه بخش تقسیم «حوزه عام فرهنگ»، «فرهنگ تخصصی» و «فرهنگ عامه» پایه‌ریزی شده است.
از جمله موضوعات این نوشتار می‌توان به ضرورت توسعه فرهنگی، مبانی حاکم بر فرهنگ نظام اسلامی، اهداف و چشم‌انداز فرهنگی کشور، اصول سیاست‌های فرهنگی، موانع کلان توسعه فرهنگی، راه‌کارهای توسعه فرهنگی، حوزه و فرهنگ، دانشگاه، حکومت و فرهنگ، مناسک و آیین‌های فرهنگ‌ساز اسلام، نهادهای اجتماعی و فرهنگ و اقشار عمومی و فرهنگ، اشاره کرد.

دومین چاپ کتاب «منشور فرهنگ از نگاه امام خمینی(ره)» را موسسه فرهنگی ولاء منتظر (عج) با تدوین محمدحسن جعفرزاده و نظارت حجت‌الاسلام مصطفی جمالی در قطع وزیری به تازگی به چاپ رسانده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...