حسن فایضی در کتاب «جماعت اوج شکوه عبادت» می‌کوشد با استناد به آیات بیشتری از قرآن و نیز بهره‌گیری از سنت، به‌ویژه نهج‌البلاغه و نیز دلایل عقلی، اهمیت نماز جماعت و پرداختن به آن را به اثبات برساند.

به گزارش ایبنا، کتاب «جماعت اوج شکوه عبادت» اثر حسن فایضی به تازگی از سوی نشر فیض کاشانی منتشر شده است.

فایضی در مقدمه این اثر یادآور می‌شود که درباره نماز و اهمیت این فریضه الهی سخنان زیادی گفته شده و کتاب‌های بسیاری به چاپ رسیده است، ولی در باب برپایی نماز جماعت کمتر چیزی گفته یا مکتوب شده است. بنابراین در این رساله که مطالب آن در دو بخش و ده فصل سامان یافته، سعی بر این بوده است که به طور مفصل به امر نماز جماعت پرداخته شود.

وی معتقد است، تفاوت این پژوهش‌ با سایر پژوهش‌ها در این است که در این کتاب به آیات بیشتری استناد شده و از سنت به ویژه نهج‌البلاغه نیز بهره گرفته شده است. همچنین دلایل عقلی نماز جماعت نیز به تشریح در آمده است.

کتاب حاضر در دو بخش اصلی سامان یافته است؛ در بخش نخست مولف در فصل اول درباره اهمیت نماز سخن گفته است. در فصل دوم این بخش نیز نماز و آداب آن از منظر قرآن بررسی شده است. در این بخش با استناد به آیات قرآن مطالبی مانند نماز و بازدارندگی، نماز میت و ... آورده شده است.

اما بخش دوم این کتاب به موضوع اصلی کتاب یعنی «نماز جماعت» اختصاص دارد. در فصل نخست این بخش نماز جماعت در آینه قرآن بررسی شده و شرحی نیز درباره شأن نزول آیات آورده شده است. در فصل دوم نویسنده، نماز جماعت و سنت را مورد بررسی قرار داده است. در فصل سوم آرای صاحب‌نظرانی مانند قطب‌الدین راوندی، شیخ صدوق، علامه مجلسی و ...  درباره نماز را بررسی کرده است. در فصل چهارم دلایل عقلی نماز جماعت بررسی شده است. در فصل پنجم نویسنده به آثار و برکات نماز جماعت پرداخته است. در فصل ششم، مقوله نماز جماعت و مسجد بررسی شده است. در فصل هفتم درباره امام جماعت و چگونگی انتخاب آن سخن گفته است. در فصل هشتم فلسفه و اهمیت نماز جماعت و وجوب آن بررسی شده است. فصل پایانی کتاب هم به نتیجه‌گیری اختصاص دارد.

کتاب «جماعت اوج شکوه عبادت» اثر حسن فایضی با شمارگان پنج هزار نسخه در 133 صفحه به بهای 55 هزار ریال از سوی نشر فیض کاشانی منتشر شده است.

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...