تاج المآثر. کتابی تاریخی به فارسی تألیف "صدر(تاج یا نظام )الدین حسن نظامی نیشابوری" مشتمل بر تاریخ پادشاهان دهلی از 587 تا 614. حمدالله مستوفی، صدرالدین را فرزند نظامی عروضی مؤلف چهار مقاله دانسته است. صدرالدین در نیشابور به دنیا آمد. بعدها به غزنین مهاجرت کرد و مرید "محمد کوفی" قطب صوفیه غزنین شد و سپس به دهلی رفت. دولتمردان هر دو شهر به او توجه داشتند و از وی حمایت می‌کردند. در دهلی تاج المآثر را در شرح وقایع دوران سه تن از پادشاهان هند (معزالدین محمدسام غوری قطب الدین آیبک و التتمش) به نثری آمیخته به نظم نوشت.

وی تألیف این کتاب را در 602 قمری به امر "قطب‌الدین آیبک" و به تشویق دوستان خود آغاز کرد. او در این کتاب علاوه بر شرح وقایع شاهان به اوضاع طبیعی و جغرافیایی و سیاسی مناطق مختلفی که دیده نیز پرداخته است. کتاب شامل مقدمه و سی فصل است. مقدمه آن با مدح و ثنای پروردگار و پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و ستایش معزالدین محمدسام غوری و آیبک آغاز می شود. فصل اول مشتمل است بر سرگذشت مؤلف، شرح مهاجرت او از خراسان به غزنین، اوضاع اجتماعی خراسان و ویرانی‌های ناشی از جنگ‌های دایمی در این ناحیه. فهرست‌واره‌ای از فصول بعدی کتاب از این قرار است: فتوحات معزالدین محمدسام غوری از جمله فتح اجمیر در 587 و سرکوب باطنیه و گسترش اسلام در این ناحیه؛ فتح دهلی حرکت به سمت غزنه و سپس بنارس در 590 ؛ فتح دوباره اجمیر در 589 ؛ فتح تهنکر و گوالیار در 592 درگذشت سلطان معزالدین محمدسام غوری در 602 درگذشت "قطب الدین آیبک" در 607 پادشاهی التتمش در 607  و شکست سپاه غزنین و کرمان و گرفتار و کشته شدن "تاج الدین یلدوز" به دست التتمش در 612. مؤلف در پایان، فصلی در بیان محاسن کتاب خود آورده است.

نثر کتاب مصنوع و پر تکلف و مملو از اشعار عربی و فارسی است. قصد مؤلف از چنین نثری تألیف تاریخی بوده که در وادی فصاحت و بلاغت بدیع و بی سابقه باشد. ملک الشعرای بهار درباره آن گفته است: «موازنه و ازدواج و استعمال جمله‌های مترادفه و اطناب بسیار دارد و به شعر تازی و پارسی و امثال و احادیث و آیات موشح است». این ویژگی استفاده از نکات تاریخی این کتاب پر حجم را دشوار ساخته و شاید ازین روست که تاکنون به چاپ نرسیده و مطالب آن نقد نشده است.

نسخه‌های متعددی از "تاج المآثر" در کتابخانه‌های ایران و جهان وجود دارد. قدیم‌ترین نسخه آن متعلق به کتابخانه "فیض الله افندی" است و ریزفیلم (میکروفیلم) آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. این نسخه در 694 کتابت شده است. در نسخه‌ای متعلق به "نواب ضیاءالدین دهلوی" تحریر در 779 رویدادهای دوره پادشاهی التتمش تا 626 آمده است. نسخه‌ای از این کتاب موسوم به "نظام التواریخ" در کتابخانه ملی وجود دارد که به نام شاه عباس کتابت شده است. عباسقلی سپهر در 1314 به فرمان مظفرالدین شاه قاجار "تاج المآثر" را خلاصه کرد که ضمن مجموعه‌ای با عنوان مختصر مظفری در کتابخانه مجلس و نیز با همان عنوان در کتابخانه ملی موجود است. "آقابزرگ طهرانی" از آن با نام "خلاصه تاج المآثر مظفری" یاد کرده است. "عباس‌قلی سپهر" همچنین به دستور مظفرالدین شاه گزیده اشعار "تاج المآثر" را در دفتری جداگانه در 1318 گرد آورد که به نام "تحفه مظفری" در کتابخانه مجلس موجود است.

دانشنامه جهان اسلام

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...