«شاهنامه فردوسی و فلسفه تاریخ ایران» عنوان کتابی از مرتضی ثاقب‌فر است که در آن به بنیان‌ها و خاستگاه‌هایی پرداخته می‌شود که زمینه آفرینش حماسه ملی ایران را فراهم ساخته‌اند و بیانگر این مسأله است که فردوسی تا چه اندازه توانسته به فلسفه تاریخ ایران دست یابد.

به گزارش ایبنا، «شاهنامه فردوسی و فلسفه تاریخ ایران» نوشته مرتضی ثاقب‌فر به کوشش انتشارات معین و قطره منتشر شده است. این کتاب با فلسفه تاریخ و خودآگاهی تاریخی پیوند دارد و ویژگی‌هایی را به تصویر می‌کشد که همگی نشان از آگاهی و خودآگاهی ایرانیان دارند. شاهنامه فردوسی دریای حکمت، معرفت، فلسفه، اخلاق و درس زندگی است و خودآگاهی تاریخی و حماسی در ایران و بازتاب آن در شاهنامه در این کتاب بررسی می‌شود، زیرا خودآگاهی ایرانی در تمام تاریخ و فرهنگ ایران پدیدار است.

آفرینش حماسه ملی ایران نیز آمیزه‌ای از اسطوره و تاریخ است و افسانه‌های کهن که بیشتر اساطیری‌اند به شیوه‌ای نو و حماسی بازگو شده‌اند.

نویسنده پیش از طرح مباحث کتاب، بحث درباره موضوعاتی را پیش می‌کشد که با فلسفه تاریخ و خودآگاهی تاریخی پیوند دارند. در این بحث، آنچه پایه استدلالی او را شکل می‌دهد، نظریه «هگل» فیلسوف آلمانی درباره تاریخ و فلسفه آن است. فلسفه تاریخ می‌کوشد تا جویای علت و منطق ویژه برای تاریخ باشد و رویدادها را تبیین و گزارش کند. در پایان این بخش نیز به «آگاهی و خودآگاهی حماسی» می‌پردازد تا به پاسخ این پرسش اساسی برسد که فردوسی تا چه اندازه توانسته است به فلسفه تاریخ ایران دست یابد.

فصل آغازین کتاب به موضوع «خودآگاهی ایرانی و پیدایش شاهنامه» اختصاص دارد. در این فصل، نخست به پیشینه خودآگاهی تاریخی و حماسی در ایران و بازتاب آن در شاهنامه اشاره می‌شود. ثاقب‌فر می‌نویسد که خودآگاهی ایرانی در تمام تاریخ و فرهنگ ایران پدیدار است. همانند باور به مینوهای دینی، اعتقاد به نبرد نیکی و بدی و راستی و دروغ، ایمان به رسالت آدمی از سوی خداوند برای پیکار با بدی، اتکای به یزدان، گروش به نظام دادگرانه سیاسی، نقش طبقات اجتماعی و موارد دیگری که همگی نشان از آگاهی و خودآگاهی ایرانی دارند.

شاهنامه؛ کاخی برافراشته، دور از آسیب و گزند زمانه
نویسنده برای کندوکاو بیشتر در این باره به خودآگاهی ایرانی پس از اسلام می‌پردازد و به پیدایی حماسه‌های ملی ایران اشاره می‌کند. آنگاه خواننده را از زمانه فردوسی و مآخذی که او برای تدوین و سرایش شاهنامه در اختیار داشته است، آگاه می‌سازد. ثاقب‌فر سرایش شاهنامه را نیز گامی برای دستیابی به همان هدف‌هایی می‌داند که در ناخودآگاه ایرانی ثبت شده‌اند پیداست که چنین بینش خودآگاهانه‌ای که در سراسر شاهنامه موج می‌زند، بیش از هر چیز دیگر نشان از آگاهی تاریخی فردوسی دارد.

از همین روست که به سخن نویسنده، فردوسی برخلاف بسیاری از شاعران روزگارش، «اندیشه فروش» نبوده و در پی گرفتن صله‌های شاهانه بر نمی‌آمده است. به هر حال مولف از مجموع برداشت‌ها و تحلیل‌های خود به این نتیجه می‌رسد که بی‌گمان سرودن شاهنامه گامی برای دستیابی به خودآگاهی ملی بوده است.

این خودآگاهی، گزینش زبان اثر را در بردارد. فردوسی از آمیختن زبان‌های بیگانه با زبان فارسی بیمناک بود، پس اثری آفرید که همانند کاخی برافراشته، از آسیب و گزند زمانه در امان مانده است.
نویسنده هنگام گفت‌وگو درباره شرایط فرهنگی و سیاسی روزگار فردوسی، به حکومت‌ها و فرمانروایانی اشاره می‌کند که هر کدام بر پهنه‌ای از ایران سلطه داشتند. این فرمانروایان با همه گرایش‌های ایران‌خواهی، باز خود را تابع دستگاه خلیفه‌گری بغداد می‌دانستند.

ثاقب‌فر چنین تابعیتی را (ولو آن که ظاهری و تنها در حد نام بردن از خلیفه بغداد بود)، برآیند و پیامد آمدن اعراب به ایران و دو سده ماندگاری آنان در این سرزمین می‌داند و می‌نویسد که آنها از نظر دینی و فرهنگی، دگرگونی‌های بنیادینی در ایران پدید آورده بودند.

نویسنده در این جا به نکته‌ای دیگر توجه می‌دهد و می‌نویسد که هجوم اقوام ترک ماوراء‌النهر به ایران (در سده چهارم) خطری بود که ایران را تهدید می‌کرد. چه بسا یکی از انگیزه‌های مهم ایرانیان برای حفظ و نگهداری اساطیر، حماسه و میراث باستانی خود، همین بیم از غلبه و چیرگی عناصر بیگانه بر ایران بوده است. او می‌نویسد: «بازی دردناک تاریخ برای ایران آن بود که درست هنگامی که ایران در آستانه بازیافتن خود و کوشش برای دستیابی به فرهنگی نو و سازگار با آیین‌های کهن خویش بود و از این رو احتمالا می‌رفت که در این راستا یگانگی راستین سیاسی خویش را بازیابد، با این یورش‌ها روبرو شد و همه آنچه را که اندیشمندان ایران طی چهار سده رشته بودند، پنبه گشت.»

بنابراین گردآوری اسطوره و حماسه ایران توسط «ابومنصود محمد بن عبدالرزاق طوسی» و بعدها فراهم آمدن شاهنامه‌هایی همانند شاهنامه «ابومؤید بلخی» و «ابوعلی بلخی» و در نهایت شاهنامه فردوسی از رهگذر چنین تلاشی برای حفظ هویت ایرانی بوده است.

اسطوره‌های ایرانی و فلسفه دینی ایرانیان باستان
فصل دوم کتاب درباره «شالوده‌های فرهنگی شاهنامه» است. این شالوده‌ها شامل اسطوره‌های ایرانی و فلسفه دینی ایرانیان در روزگار باستان است. نویسنده، اسطوره، دین و حماسه را سه پایه‌ای می‌داند که روح یک قوم را می‌سازد و ژرفای فرهنگی جامعه را شکل می‌دهد. پس برای دریافت درون و محتوای شاهنامه چاره‌ای جز این نیست که از گذرگاه اسطوره و دین بگذریم. از همین رو نویسنده کتاب به معنای اسطوره می‌پردازد و هسته درونی و گوهری اسطوره‌های کهن ایرانی را نشان می‌دهد.

ثاقب‌فر درباره میزان شناخت فردوسی از اسطوره می‌نویسد: «خواننده تیزبین با شگفتی در می‌یابد که فردوسی همطراز یک جامعه‌شناس، یک مردم‌شناس، حتی یک زبان‌شناس و بویژه یک اسطوره‌شناس بزرگ امروزی، می‌خواهد مفاهیم درونی اسطوره‌ها و افسانه‌ها را بشناسد و نه رویه دیداری آن‌ها را»

از این روست که فردوسی آگاهانه بسیاری از اسطوره‌ها را دگرگون می‌سازد و شکل تاریخی به آنها می‌دهد. گرشاسب، سام و کیخسرو در شاهنامه جلوه و نقش‌ورزی تاریخی و ملی دارند و از محدوده اسطوره فراتر می‌روند و «یادآور قهرمانی‌ها و پیکارهای آرمانی قوم ایرانی» می‌شوند. ثاقب‌فر می‌نویسد که چنین دگرگونی به منزله آن نیست که شاهنامه یک اثر صرفا ادبی است. اثر فردوسی بسیار فراتر از ادبیات است و گونه‌ای خودآگاهی تاریخی و حتی فلسفه تاریخی است.

کاوش جهان‌شناسی ایرانی بر اساس دین و فلسفه زرتشتی
بحث درباره دین و فلسفه زرتشت و مسأله خدا و آفرینش از موضوعاتی است که در کتاب «شاهنامه و فلسفه تاریخ ایران» به بحث تفضیلی درباره آن پرداخته شده است. چنان بحثی بدان سبب اهمیت دارد که راهی برای شناخت فلسفه شاهنامه و تاریخ ایران است. نویسنده بر این نکته تاکید می‌ورزد که حماسه ملی مجموعه‌ای از جهان‌‌شناسی هر قوم در گذر سده‌های تاریخی است. پایه جهان شناسی ایرانی نیز بر دین و فلسفه زرتشت گذاشته شده است.

روشن است که شناخت درونه شاهنامه بدون بررسی دین باستانی ایران امکان‌پذیر نیست، اما ثاقب‌فر اشاره می‌کند که چنین بررسی و تحقیقی به دور از دشواری نیست، چرا که «کمتر دینی در جهان وجود دارد که به اندازه دین و آموزش‌های زرتشت، درباره آن تا این اندازه داوری‌های دگرسان و حتی متناقض شده باشد.» این داوری‌های گوناگون به سبب کهن بودن این دین است. نویسنده باورمند است که جدای از پیشینه دراز دامن دین زرتشت، زبان فلسفی آن نیز فهم گوهر و درونمایه این دین را سخت ساخته است.

از این‌جا به بعد نویسنده به فلسفه دین زرتشت می‌پردازد تا به آن سرشت و درونه‌ای که ما را به شناخت حماسه ملی و فلسفه تاریخ ایران می‌رساند، نزدیک‌تر سازد. این فلسفه از بحث درباره خدا و آفرینش آغاز می‌شود و به موضوعاتی همانند آفرینش جهان مینوی، آفرینش گیتی یا جهان مادی و امشاسپندان (جاودانگان مقدس) می‌انجامد. گفت‌وگو درباره پیوند میان آدمی و خدا و نیز گیتی و آدمی از دیگر مباحثی محسوب می‌شود که در همین فصل بدان پرداخته شده است.

در فصل «فلسفه شاهنامه، یا داستان تحقق مینوهای فرهنگی ایران»، به جستارهایی همانند خدا و آفرینش، نبرد نیکی و بدی، گیتی در آیینه کردار و گفتار قهرمانان شاهنامه باز می‌خوریم. «جستارهای بنیادی گاهانی در شاهنامه» عنوان فصل چهارم کتاب ثاقب‌فر است. نویسنده چهار جستار منش نیک، راستی، فرمانروایی آرمانی و پارسایی را بنیان‌های استوار فرهنگ ایران می‌داند و یادآور می‌شود که این بنیان‌ها، به گونه‌ای پیوسته و مدام در شاهنامه تکرار می‌شوند.

این تکرار در بخش اساطیری و پهلوانی شاهنامه نمود و جلوه بارزتری دارد، چرا که در این بخش از شاهنامه میدان فراختری در اختیار فردوسی قرار داشته است تا اندیشه‌های فرهنگی ایرانیان را بازگو کند. بنیان‌هایی که نویسنده از آن‌ها یاد می‌کند خرد، یزدان‌پرستی، دانش، کوشش، آبادگری، امید، شادمانی و نمونه‌های دیگر است و به توضیح درباره هر کدام از آن‌ها می‌پردازد.

فصل پنجم کتاب به «ریشه‌های شکست» اختصاص دارد. در این جا نویسنده می‌کوشد تا به پاسخ این پرسش دست یابد که چرا ایرانیان از اعراب شکست خوردند. به باور او کژروی‌های دینی و رخنه اندیشه‌های دینی دیگر در ایران روزگار ساسانیان، دو عامل بنیادی شکست دولت ساسانی از اعراب مسلمان بوده است. بی ایمانی مردم به دستگاه فرمانروایی و وجود شکاف‌های ناشی از تناقض‌های اندیشه‌ای در درون حکومت ساسانی نیز از عواملی بوده‌اند که نویسنده آن‌ها را در پدید آمدن رویدادی که به پایان فرمانروایی ساسانیان انجامید، موثر می‌داند.

فیلسوف در جست‌وجوی یافتن منطق و خرد برای تاریخ
نویسنده در فصل پایانی بار دیگر به فلسفه تاریخ باز می‌گردد و این نکته اساسی را با خواننده در میان می‌گذارد که میان فلسفه تاریخی که از زبان یک فیلسوف گفته می‌شود، با آنچه در نزد یک حماسه‌سرا می‌یابیم، تفاوت وجود دارد. فیلسوف در جست‌وجوی یافتن منطق و خردی برای تاریخ است.

اما حماسه بیش از هر چیز دیگر در جایگاه هنر و چارچوب‌های آن قرار دارد. هنرمند در پس اثر خود است که می‌تواند به فلسفه تاریخ بپردازد. پیداست زبانی هم که بکار می‌برد با زبان فلسفه تفاوت دارد. ثاقب‌فر می‌نویسد: «از این رو شاهنامه فردوسی یک حماسه ملی است و نه فلسفه تاریخ، پس هیچ جا از فلسفه تاریخ ویژه‌ای آشکارا سخن نمی‌گوید و نباید بگوید. این ما هستیم که چنین فلسفه‌ای را باید در درونش بشناسیم و آنگاه به بیرون کشیدن و آشکار سازی آن بپردازیم.»

درباره فلسفه تاریخی که بر شاهنامه حاکم است، نویسنده کتاب بر این باور است که با آن که فردوسی درباره پیوند انسان و خدا سخن ویژه و مشخصی نمی‌گوید، اما سراسر این اثر اشاره به اتکای آدمی به خداوند برای پیشبرد نیکی و چیرگی بر بدی و ناراستی است. ثاقب‌فر می‌نویسد که درست است که فردوسی پیوسته از مرگ و نیستی شکوه می‌کند، اما این آزردگی او از سر «بد بینی به زندگی» نیست. بلکه برعکس نشان از عشق به زندگی و دوری از اهریمن مرگ و نیستی دارد. دلیل درستی چنین برداشتی، رنج سی ساله او برای تدوین و سرودن شاهنامه است.

پس از این، نویسنده از فلسفه‌ای نام می‌برد که چه بسا بازتاب دهنده و الگوی رفتاری ایرانیان بوده است و از آن به نام «فلسفه تاریخی ایرجی» یاد می‌کند. پایه این فلسفه بر جهان گریزی، شهادت خواهی و صوفی منشی گذاشته شده است. این نوع نگاه و بینش «جای جای از اندرزهای درون شاهنامه سر بر می‌کشد و نگرشی تازه نسبت به جهان مطرح می‌سازد.» در انتها نیز می‌نویسد: «ایرانی سده چهارم پس از شکست‌ها و رنج‌های فراوان و مشاهده طلیعه یورش ترکان، شاید بیش از هر زمان دیگر آماده فهم، لمس و پذیرش واکنش ایرج گونه در برابر تاریخ و ستم های آن شده بود.»

یادداشت‌های مفصل هر کدام از فصل‌ها نیز در پایان کتاب آمده است. خواننده به کمک آن یادداشت‌ها می‌تواند با منابع و مآخذ دیگر آشنا شود تا به جست‌وجوی عمیق‌تری درباره مباحث طرح شده در کتاب بپردازد.

کتاب «شاهنامه فردوسی و فلسفه تاریخ ایران» نوشته مرتضی ثاقب‌فر در 414 صفحه، با شمارگان 1100 نسخه و با بهای 4500 تومان توسط انتشارات قطره و معین چاپ و منتشر شده و در دسترس پژوهندگان شاهنامه و محققان حماسه‌های ملی ایران قرار دارد.

این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
گناه و عیب این است که اکثریت مسلمان به اقلیت بی‌اعتقاد، اجازه‌ی چون و چرا ندهد... در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده‌ی غیر اسلامی هم دارد، آزاد است... اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می‌آمد و می‌گفت من خدا را قبول ندارم، می‌گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت... هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلوی آزادی اندیشه و آزادی تفکر را می‌گیرد. این‌گونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدوده‌ی خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان جلوگیری ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...
اول، لولئین‌خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...
به روایت عشق ورزی ابن عربی به گالا در این رمان بسیار ایراد گرفته‌اند؛ اعراب به نویسنده و ایرانی‌ها به منِ مترجم... اشاره شده که ابن عربی «ترجمان الاشواق» را به خاطر زیبایی‌های نظام سروده... علوان برای نگارش این رمان در دنیا تحسین شد و می‌دانیم که آبشخور رمان او متون صوفیه است... عرفان هنر است و کاربردی جز التذاذ ندارد. در طول تمدن اسلامی مهم‌ترین هنر خود عرفان بوده است... آرای استاد شفیعی کدکنی سرشار از این مغالطات است ...