داستان زندگی "صائب تبریزی"، شاعر پارسی‌گوی سبک هندی در قالب کتابی نوشته "یوسف علیخانی" مکتوب شد. 

 کتاب زندگی "صائب تبریزی" به شیوه داستانی شامل شش بخش: سال‌شمار زندگی، زندگی‌نامه، پیوست‌ها، از نگاه دیگران، فرهنگ اعلام و منابع است. این کتاب از مجموعه کتاب‌های "چهره‌های درخشان" است که زیر نظر شورای کارشناسی دفتر انتشارات کمک آموزشی وزارت آموزش و پرورش منتشر می‌شود.

از دیگر کتاب‌های مجموعه چهره‌های درخشان می‌توان به کتاب‌های "ابوالفضل بیهقی" نوشته داوود غفارزادگان، "خواجه نصیرالدین طوسی" نوشته عبدالحی شماسی، "خاقانی و نظامی" نوشته محسن فرجی، "شهریار" نوشته محمدکاظم مزینانی، "امیرکبیر" نوشته فرهاد حسن‌زاده، عبدالعظیم قریب نوشته کامران محمدی، "احمد آرام" نوشته ابراهیم زاهدی مطلق، "ابن بطوطه" نوشته یوسف علیخانی، "سعدی" نوشته امین فقیری، "جمال‌زاده" نوشته آذردخت بهرامی، "انوری" نوشته شهریار وقفی‌پور، "تختی" نوشته خسرو باباخانی، "جبار باغچه بان" نوشته محمدرضا یوسفی و "فردوسی" نوشته عزت‌الله الوندی اشاره کرد.

 مرجان بصیری، مرتضی کربلایی‌لو، احمد اکبرپور، عبدالمجید نجفی، فریدون حیدری ملک‌میان، منیرالدین بیروتی، داود بختیاری، مهدی الماسی، ناصر نادری، الهه بهشتی، حسین بکایی و محمدرضا بایرامی، از دیگر از دیگر نویسندگان این مجموعه هستند.

مجموعه 200 جلدی چهره‌های درخشان به دبیری داوود غفارزادگان، آماده شده که بیش از نیمی از آن‌ها تاکنون منتشر شده است.

به گزارش فارس در پشت جلد کتاب داستان زندگی "صائب تبریزی" آمده است: هدف از تهیه‌ این مجموعه، که زندگی‌نامه‌‌ مشاهیر و شخصیت‌های معاصر صد سال اخیر را شامل می‌شود، آشنا کردن نسل نوجوان و جوان با زندگی پر فروغ چهره‌های درخشان عصر حاضر است. چهره‌هایی که هر یک در روزگاری، عطر و بوی خاصی را در فضای میهن پراکنده‌اند و در پربار کردن فرهنگ و تمدن این مرز و بوم نقش بسزایی داشته‌اند.

از علیخانی، ماه گذشته نیز مجموعه داستان "اژدهاکشان" به وسیله نشر نگاه و داستان زندگی "حسن صباح" به وسیله نشر ققنوس منتشر شد.

"صائب تبریزی" در 80 صفحه و شمارگان 3000 نسخه به وسیله انتشارات مدرسه منتشر شده است. 

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...