جلد دوازدهم از مجموعه «اندیشه سیاسی - تربیتی علوی در کلمات قصار نهج‌البلاغه» شامل تفسیر حکمت‌های ۲۲۲ – ۳۵۸ نوشته احمد بهشتی توسط انتشارات بوستان کتاب قم منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، این کتاب با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۶۰۰ صفحه و بهای ۸۱ هزار تومان منتشر شده است.

کتاب حاضر درباره حکمت‌های نهج‌البلاغه با رویکرد سیاسی ـ تربیتی امام علی بن ابی‌طالب (ع) تالیف شده است. نویسنده در این پژوهش ابتدا با عنوان مشارکت با توانگران، زمینه بی‌نیازی افراد دیگر جامعه را آماده کرده و فرق عدل و احسان را تببین و به ثمره احسان اشاره می‌کند. در ادامه نگارنده سخت‌ترین آزمون را در حکمت ۲۵۲ بررسی و آثار و نتایج شوم خصومت را به بحث می‌گذارد. در پایان نوشتار مذکور نشانه‌های ستمکار را در حکمت ۳۵۱ برشمرده و به روزنه‌های امید اشاره و بزرگ‌ترین عیب را موردبررسی قرار می‌دهد. تبریک نوزاد در حکمت ۳۵۵ از مباحث جالب‌توجه در این مجموعه است.

«پیش دستی در جنگ»، «فضایل اخلاقی زن و مرد»، «عاقل کیست؟»، «دنیای بی‌ارزش»، «برترین عبادت»، «نکوهش سستی و سخن چینی»، «آینده ستمکار»، «اسباب فزونی و زوال نعمت»، «رابطه قدرت و شهوت»، «راه‌های خداشناسی»، «فراتر از خویشاوندی»، «رابطه حسد و بیماری»، «وفای بد و بی‌وفایی نیکو»، «سخنور ماهر»، «آثار و نتایج شوم خصومت»، «مسلمان واقعی»، «زمامدار مظلوم» و... عناوین شماری از سرفصل‌های مباحث مطرح شده در این کتاب است.

آیت الله احمد بهشتی، استاد حوزه و دانشگاه و از پژوهشگران پرکار فلسفه و حکمت اسلامی است. «تجرید: شرح نمط هفتم از کتاب الاشارات و التنبیهات شیخ الرئیس ابن سینا»، «اسلام و حقوق کودک»، «هستی و علل آن: شرح نمط چهارم از کتاب الاشارات و التنبیهات شیخ‌الرئیس ابن سینا»، «درس‌هایی از زندگانی زنان نامدار در قرآن و حدیث و تاریخ»، «مروری بر اندیشه‌های سیاسی و اخلاقی امام صادق (ع)»، «اندیشه سیاسی نائینی»، «تقریر الحقیقه فی شرح تحریر الوسیله: کتاب الحج»، «خانواده در قرآن»، «گوهر و صدف دین» و... عناوین شماری از تالیفات منتشر شده بهشتی است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...