کتاب «دیگرگونه‌خوانی متون گذشته» اثر تحقیقی - انتقادی کاووس حسن‌لی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، به گفته‌ی حسن‌لی، این اثر با بهره‌گیری از روش‌های نقد فرمالیستی، ساختارگرایانه و زیبایی‌شناختی بخشی از آثار ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی، خواجه شمس‌الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی، حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری، جمال‌الدین ابومحمد الیاس بن یوسف نظامی معروف به نظامی گنجوی، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی و پنج شاعر دیگر را در 10 فصل مورد بررسی انتقادی قرار داده است.

همچنین به قلم این محقق زبان و ادبیات فارسی، کتاب «فرهنگ خیام‌پژوهی» در دست چاپ است و از سویی، کتاب «فرهنگ‌ نیماپژوهی» در مرحله‌ی پایانی تدوین قرار دارد. حسن‌لی در این آثار همه‌ی پژوهش‌های انجام‌شده در باره‌ی خیام و نیما درگستره‌ی نقد معاصر فارسی را با رویکردی توصیفی و تحلیلی در دو مجلد تدوین کرده که از سوی نشر علم منتشر خواهد شد. او پیش‌تر، «فرهنگ سعدی‌پژوهی» را منتشر کرده است.

کاووس حسن‌لی متولد سال 1341 در آباده و دارای دکتری زبان و ادبیات فارسی است. هم‌اکنون نیز استاد دانشگاه شیراز است. پیش‌تر به قلم او، کتاب‌های «راهنمای موضوعی حافظ شناسی» (2 جلد)، «غبارزدایی از مسیر تماشا) (مجموعه‌ی مقالات)، «چشمه‌ی خورشید (بازخوانی زندگی، ‌اندیشه و سخن حافظ)، «ساده‌ی بسیار نقش» (مجموعه‌ی مقالات)، «گونه‌های نوآوری در شعر معاصر ایران» (نقد و بررسی)، «‏ورق درخت طوبا» (ارج‌نامه‌ی سعدی)، «رنگ از رخ تمام قلم‌ها پریده است» (مجموعه‌ی شعر)، «سعدی آتش‌زبان» (مجموعه‌ی مقالات)، «به لبخند آیینه‌ای تشنه‌ام» (مجموعه‌ی شعر)، «رستاخیز کلام» (مجموعه‌ی مقالات) و «سلسله‌ی موی دوست» (مجموعه‌ی مقالات) منتشر شده‌اند.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...