رمان «رابطه»‌ [The affair] نوشته لی چایلد [Lee Child] و با ترجمه محمد عباس‌آبادی توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر  شد.

رابطه»‌ [The affair] نوشته لی چایلد [Lee Child]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب شانزدهمین عنوان از مجموعه «جک ریچر» است.

لی چایلد متولد سال ۱۹۵۴، است و مجموعه معروف جک ریچر او هم درباره یک پلیس سابق ارتش به نام جک ریچر است که در ۳۶ سالگی پس از ۱۳ سال سابقه‌ درخشان در ارتش و گرفتن چند مدال و نشان افتخار، به خاطر کاهش نیروهای ارتش بعد از جنگ سرد، با درجه‌ سرگردی تصمیم به خروج از ارتش می‌گیرد. این شخصیت داستانی با ساخت فیلم «جک ریچر» در سال ۲۰۱۲ با بازی تام کروز بیشتر شناخته شد. تام کروز در سال ۲۰۱۶ در فیلم دیگری از سری جک ریچر با عنوان «هرگز بازنگرد» بازی کرد.

چایلد تا به حال ۲۲ عنوان کتاب از سری داستان‌های جک ریچر نوشته که انتشارات کتابسرای تندیس تا به حال، ۱۶ عنوانشان را با ترجمه عباس‌آبادی منتشر کرده است. قتلگاه، تا پای مرگ، قلاب، آخرین مهمان، اکو در آتش، سوءقصد، وسوسه انتقام، دشمن، یک شلیک، راه سخت، بدشانسی و دردسر، غریبه‌ای در شهر، دوازده نشانه، ۶۱ ساعت و لانه زنبور عناوین ۱۵ کتابی هستند که پیش از «رابطه» در این مجموعه چاپ شده‌اند. استیون کینگ درباره مجموعه خلق‌شده توسط لی چایلد گفته است: «جک ریچر باحال‌ترین شخصیت مجموعه‌های ادامه‌دار حال حاضر است.»

داستان رمان «رابطه» از این قرار است که مارس سال ۱۹۹۷ جسد زنی با گلوی بریده در شهر کارتر کراسینگِ می‌سی‌سی‌پی پیدا می‌شود. در این شهر یکی از پایگاه‌های رنجرهای ارتش آمریکا قرار دارد. پس از پیداشدن جسد شایعاتی درمورد نظامیان منطقه سر زبان بومی‌ها می‌افتد. در نتیجه پلیس ارتش سرگرد جک ریچر را برای تحقیقات مخفیانه به منطقه اعزام می‌کند. کلانتر شهر زنی به نام الیزابت دِوِرو بوده که پیش‌تر پلیس تفنگداران دریایی بوده و ریچر بعد از آشنایی با او متوجه می‌شود پیش از آن، قتل‌های مشابهی در این شهر رخ داده که تحقیقات درباره‌شان به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است.

در ادامه داستان، پس از این‌که ریچر متوجه بی‌نتیجه‌بودن پرونده‌های پیشین می‌شود، پیامی از پنتاگون به دستش می‌رسد که مشخص‌کننده هویت قاتل است. اما نتیجه تحقیقات ریچر چیز دیگری است. بنابراین ریچر تصمیم می‌گیرد خودش برای برقراری عدالت اقدام کند.

زمان رخ‌دادن اتفاقات «رابطه» گذشته است و نسبت به بیشتر کتاب‌های این مجموعه که تا به حال چاپ شده‌اند، فلش‌بک محسوب می‌شود. این رمان در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و وقایع قصه‌هایش مربوط به ۶ ماه پیش از اولین کتاب مجموعه یعنی «قتلگاه» رخ می‌دهند و شرح اتفاقاتی را شامل می‌شود که به خاتمه خدمت ریچر در ارتش انجامیدند.

این کتاب با ۵۲۸ صفحه و قیمت ۷۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...