کاشان، زمستان امسال فصل پایانی پایتختی یک ساله کتاب را سپری می‌کند؛ اما مسئولان و مردم این شهر با راه‌اندازی دبیرخانه دائمی پایتخت کتاب ایران تصمیم دارند فارغ از  این عنوان فعالیت‌های‌شان در ترویج کتابخوانی را دنبال کنند و فعالیت‌های متعدد اجتماعی، زیست محیطی، فرهنگی و هنری را با محوریت کتاب در فضاهای مختلف شهری و آموزشی و فرهنگی دنبال کنند.

به گزارش مهر، یکی از اقدام‌های ابتکاری خلاقانه و پیوند محیط زیست با کتاب اجرای طرح «پسماند بازیافتی بده بن کتاب بگیر» بود. بر اساس این ایده که با کمک شهرداری و فعالان زیست محیطی در شهر ِ کاشان اجرا شده است؛ به شهروندانی که پسماندهای خشک عمدتا کاغذ باطله، کتاب‌های مندرس و دیگر اقلام کاغذی را با مراکز دریافت پسماند بدهند بن کتاب دریافت می‌کنند  و به گفته سعید ابریشمی‌راد شهردار کاشان با هم‌آهنگی‌ها انجام شده با مراکز آموزشی اعم از دبیرستان‌ها و مدارس به ازاء هر دو کیلو کاغذ باطله و کتاب مندرس تا سقف دو هزار تومان بن کتاب در اختیار افراد قرار می‌گیرد. این طرح با اقبال خوب شهروندان کاشانی خاصه نوجوان‌های این چهارمین پایتخت کتاب ایران همراه شده است.

روزها، هفته‌ها، ماه‌ها به همین روال بدون داشتن اندک حرفی برای گفتن و عاصی از اختلال و یبوست فکری ادامه یافت... درختان زیتون، بادام، بزها، گربه‌ها و تاکستان‌ها همچنان دست‌نخورده باقی مانده بودند... آنچه خارج از دسترس اکثریت قریب به اتفاق مهاجران است، این است که هیچ‌یک از آنها هرگز نمی‌توانند آن‌‌طورکه او با کشور جدید درآمیخت، در آن ادغام شوند... چشمانش مرطوب می‌شدند. ...
شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...