«بی‌نام پدر» داستان زندگی یکی از درجه‌داران رژیم شاهنشاهی است که مسبب اتفاقات زیادی در ایران شده است. این کتاب با روایتی متفاوت از انتشارات جمکران چاپ شده است.

بی‌نام پدر سیدمیثم موسویان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، «بی‌نام پدر» به قلم سیدمیثم موسویان رمانی است چندلایه که به بهانه پرداختن به شخصیت یک درجه‌دار طاغوتی به روان و شخصیت افراد گوناگونی می‌پردازد. رمانی جذاب که اگر دست بگیرید شما را به درون جهانش می‌کشد و درگیرتان می‌کند. هم عاشقانه است، هم برشی از تاریخ معاصر را بازگو می‌کند، هم معما و گره دارد، هم از ظالم می‌گوید هم از مظلوم و چالش جدی را با جذابیت به مخاطب منتقل می‌کند.

«بی‌نام پدر» داستان زندگی یکی از درجه‌داران فاسق رژیم شاهنشاهی است. کسی که عامل مستقیم انگلیس، مؤسس انجمن بهایی، عامل سرکوب کردها و قاچاق مواد مخدر در سراسر ایران است. یکی از شخصیت‌های کتاب، او را «یک اژدها » می‌داند. شخص اول داستان ابتدا درجه سرهنگی را دارد و پس از خدمت به دستگاه جور به درجه تیمساری می‌رسد.

داستان این رمان که توسط انتشارات جمکران به چاپ رسیده است، در دو برهه‌ زمانی و در سه خط داستانی در هم تنیده روایت می‌شود. در ابتدا، داستان تیمسار که برای سرکوبی غائله کردها به کردستان فرستاده شده و ماجرای ازدواجش با دختری کُرد روایت می‌شود، در ادامه داستان ماجرای فرزندش که از وجود تیمسار بی‌خبر است روایت می‌شود و این روایت‌ها در نقطه‌ای طلایی به هم می‌رسند و مخاطب را شگفت زده می‌کنند.

نویسنده در پی آن است که در بستر داستانی جذاب و رخدادهای پرکشش، عمق خباثت بالقوه یک فرد را به تصویر بکشد همچنین تصویری از رجال نظام طاغوت و ابعاد زندگی آنها را نمایش دهد، از سوی دیگر نیشتری به خود انسانی هر فرد است و نمایشی از ظرفیت بالقوه پلید و نفسانیات هر آدمی را به وی نشان دهد.

«سید میثم موسویان» نویسنده کتاب اهل همدان و متولد 1362، کارشناسی ارشد روانشناسی دارد و در 12 سال گذشته داستان‌های متعددی را به چاپ رسانده و جوایز گوناگونی را از جشنواره‌ها به خود اختصاص داده است.

هم اکنون آخرین اثر «سید میثم موسویان» با عنوان«بی نام پدر» از سوی انتشارات «کتاب جمکران» به بازار نشر ارائه شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...