کتاب «آنچه خود گفت: روایت امام موسی صدر از زندگی و اندیشه‌های خود» با ترجمه مهدی فرخیان توسط موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر منتشر شد.

آنچه خود گفت: روایت امام موسی صدر از زندگی و اندیشه‌های خود مهدی فرخیان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر کتاب «آنچه خود گفت» را با شمارگان هزار نسخه، ۹۸ صفحه و بهای ۱۷,۵۰۰ تومان منتشر کرد.

کتاب ترجمه متن مصاحبه‌ای ۱۱۰ دقیقه‌ای است که امام موسی صدر در نیمه دوم دهه هفتاد میلادی با خانم مونا مکی داشته است. هدف مکی نوشتن پایان نامه کارشناسی ارشد خود درباره امام صدر و شیعیان بود. امام در این گفت‌وگو از خانواده، دوران کودکی و تحصیلات حوزوی و دانشگاهی و هجرت به لبنان و وضعیت آن زمان ایران و لبنان و تلاش‌ها و اقدامات و دستاوردهایش سخن گفته است.

نگاه امام صدر به نقش دین، تعریف تشیع، تعامل با جهان عرب، سکولاریسم و فرقه‌گرایی و روابطش با جریانات دینی و سیاسی ایران از دیگر مواردی است که مخاطب با مطالعه این کتاب متوجه آنها خوهد شد. شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های این مصاحبه هم بحث مجلس اعلای شیعیان و دستاوردهایش باشد. امام صدر پس از سخن گفتن از فقه شیعی و تئوری دین برای زندگی خود به بحث درباره ضرورت تشکیل مجلس و دستاوردهایش و مطالبات شیعیان می‌پردازد که خواندنی است.

این گفت‌وگو حدوداً یکسال پیش از ربودن امام در لیبی یعنی دقیقاً در کوران چالش‌هایش برای ساختن لبنانی نو و به دور از فرقه‌گرایی ضبط و به سرانجام رسیده است. بنابراین برای تحقیق منبعی ارزشمند و معتبر به شمار می‌آید، چرا که امام صدر در این گفت‌وگو از اندیشه و دیدگاه‌های خود، برنامه ریزی و تلاش همه جانبه برای ساختن جامعه و توانمندسازی شیعیان و تعایش و زندگی و همکاری ادیان و فرقه‌های مختلف و نیز رفع حرمان و بی‌سوادی و تبعیض گفته است.

متن عربی این گفت‌وگو را «مرکز الامام السید موسی الصدر للابحاث و الدراسات» پس از مکتوب سازی و افزودن مجموعه‌ای از تصاویر، در قالب کتابی با عنوان «کلمة هو قائلها» به سال ۲۰۱۹ منتشر کرده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...