کتاب «اسلام محمدی به روایت نهضت حسینی» نوشته محمدعلی لسانی فشارکی توسط نشر صد و چهارده منتشر شد.

اسلام محمدی به روایت نهضت حسینی محمدعلی لسانی فشارکی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات صدوچهارده با همکاری موسسه فرهنگی هنری کانون نشر و ترویج زبان قرآن کتاب «اسلام محمدی به روایت نهضت حسینی» نوشته محمدعلی لسانی فشارکی را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۲۶۸ صفحه و بهای ۴۶ هزار تومان منتشر کرد.

کتاب شامل ۱۰ فصل به ترتیب با این عناوین است: «حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ»، «از کعبه تا کربلا»، «صلی الله علیک یا اباعبدالله»، «هذا بیان للناس»، «هذا بلاغ الناس»، «این رستخیز عام»، «احب الله من احب حسینا»، «این حسین کیست؟»، «از عاشورا تا اربعین» و «اربعین حسینی».

۱۰ فصل این کتاب در واقع حاصل دستاورد یک سمینار علمی ۱۰ روزه است که با عنوان «اسلام محمدی به روایت نهضت حسینی» به اهتمام دبیرخانه گفتمان قرآنی مستقر در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با همکاری کانون قرآن و عترت دانشگاه صنعتی شریف در بازه زمانی ۱۷ مهر ۱۳۹۵ تا ۲۵ آبان همین سال در آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه شریف برگزار شد.

آن سمینار برای پاسخگویی به نیاز دانشجویان برای فهم صحیح از نهضت حسینی، مولفه‌ها و اهداف امام و… برپا و با استقبال زیاد دانشجویان مواجه شده بود. کتاب نیز باالتبع زبان ساده‌ای دارد و یکی از منابع خوب در زمینه فهم نهضت حسینی به حساب می‌آید. به عبارتی با فهم نهضت و قیام حضرت سیدالشهدا (ع) به یک بازخوانی صحیح از اسلام ناب محمدی دست یافت.

محمدعلی لسانی فشارکی، فرزند آیت الله محمدباقر فشارکی، فارغ التحصیل از دانشکده الهیات دانشگاه تهران در رشتهِ علوم قرآن و حدیث است. وی بیش از ۲۰ سال سابقه در تدریس علوم قرآنی و ادبیات عرب دارد. او در حال حاضر عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس تهران و استاد دانشگاه آزاد (واحد علوم تحقیقات) و دانشکده علوم قرانی شهرری است. گفته می‌شود در دوران معاصر، توجه آکادمیک به علم سوره‌شناسی، اولین بار توسط او مطرح شد. ترجمه‌های «تفسیر کابلی از دیدگاه اهل سنت: از آیه ۳۸ سوره جاثیه تا آخر سوره ناس با فوائد «موضح الفرقان»، «سیمای صابران در قرآن» و «قرآن منشور زندگی» از دیگر کتاب‌های منتشر شده اوست.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...