کتاب «بورس در چند دقیقه» با نگارش مصطفی قویدل و مرضیه رضوانی خجسته منتشر شد.

بورس در چند دقیقه مصطفی قویدل و مرضیه رضوانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در قطع خشتی کوچک، در ۴۱۹ صفحه و با قیمت ۳۳ هزار تومان در موسسه نشر شهر روانه بازار شده است.

در معرفی ناشر از کتاب آمده است: کتاب دایره‌المعارفی کوچک و مصور «بورس در چند دقیقه» برای آشنایی مقدماتی با بورس مناسب است. این کتاب در شش فصل، مفاهیم کلیدی بورس را به زبان ساده برای مخاطب توضیح داده است. فصل‌های این کتاب شامل عناوین شناخت، مفاهیم و تعاریف، مفاهیم اقتصادی، مفاهیم مالی، مفاهیم کاربردی و تجزیه و تحلیل است.

از آن‌جا که حضور در بورس و سرمایه‌گذاری، کاری تخصصی است، مؤلفان تلاش‌کرده‌اند تا مطالب را به صورت کاربردی بیان کنند. در این کتاب به حدود ۲۰۰ موضوع مرتبط با بورس، پرداخته شده و به هر موضوع تقریباً یک صفحه اختصاص داده شده است.

مؤسسه نشر شهر تاکنون ۱۲ عنوان از سری کتاب‌های «در چند دقیقه» را ترجمه و منتشر کرده است؛ «بورس در چند دقیقه» اولین کتاب تألیفی مجموعه «در چند دقیقه» است که به‌تازگی وارد بازار نشر شده است. کتاب‌هایی که پیش‌تر، از مجموعه «در چند دقیقه» (IN MINUTES) منتشر شده بود، ترجمه بودند. همچنین چهار عنوان دیگر از این مجموعه ترجمه شده است و به زودی منتشر خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...