«انقراض ششم» [The Sixth Extinction: An Unnatural History] نوشته الیزابت کولبرت [Elizabeth Kolbert] از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد. کولبرت در این اثر تلاش دارد تا به این موضوع بپردازد که معنی انسان بودن چیست.

انقراض ششم [The Sixth Extinction: An Unnatural History] الیزابت کولبرت [Elizabeth Kolbert]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ کولبرت در این کتاب بیش از هر چیز انسان را به این تفکر وا می‌دارد که معنای انسان بودن چیست؟

او در این کتاب تلاش می‌کند تا نشان دهد در«انقراض ششم» که بسیاری معتقدند همین حالا در زمین در حال رقم خوردن است،‌ برخلاف سایر انقراض‌های گذشته که یا سیارک‌ها به زمین‌ برخورد کردند یا آتشفشان‌ها فعال شدند،‌ این بار انسان‌ها عامل اصلی هستند؛ بنابراین این نخستین‌بار در تاریخ زمین است که یک گونه، عامل انقراض انبوه سایر موجودات است. این روند در واقع به خاطر الگوهای مصرفی بشر است.

طی 500 میلیون سال گذشته پنج انقراض جمعی رخ داده است که در هر یک از آن‌ها تنوع گونه‌های زنده به‌ یکباره و به طرزی چشمگیر کاهش یافته است. دانشمندان هم‌اکنون در نقاط مختلف جهان فرایند انقراض ششم را زیر نظر گرفته‌ و درباره‌اش مطالعه می‌کنند. طبق پیش‌بینی‌شان این انقراض، پس از برخورد آن سیارک به زمین که دایناسورها را از روی زمین محو کرد، ویران‌کننده‌ترین انقراض جمعی است.

الیزابت کولبرت در کتاب «انقراض ششم» که هم نثر صریحی دارد و سرگرم‌کننده است و هم آگاهی‌بخش، به ما می‌گوید که چرا و چگونه انسان‌ها فرایند حیات در کرۀ زمین را، به نحوی بی‌سابقه در تاریخ حیات این سیاره، دستکاری کرده‌اند.

او با بهره‌گیری از مفهوم تاریخ انقراض و توصیف گونه‌های حیرت‌انگیزی که قبلاً از بین رفته‌اند، گزارشی جامع و تأثرانگیز از نابودی گونه‌هایی ارائه می‌دهد که جلو چشممان دارند منقرض می‌شوند. او ثابت می‌کند که انقراض ششم احتمالاً ماندگارترین میراث بشر بر زمین است و ما را وامی‌دارد که در پی پاسخ این سؤال اساسی برآییم: «معنای انسان بودن چیست؟»

الیزایت کولبرت برای نوشتن کتاب «انقراض ششم» در سال 2015 در بخش کتاب‌های غیرداستانی عام، برندۀ جایزۀ پولیتزر شده است. ترجمه این کتاب توسط شهربانو صارمی به قیمت 49 هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...