چهار جلد از مجموعه‌ پنج جلدی «مربی شایسته» [به قلم علی ترقی‌جاه، امیرحسین کلوتی و تصویرگری حمید خلوتی] با هدف ایجاد روش‌های خلاقانه‌ ارتباط مربی و کودک و راهکارهای عملی در برخورد آموزشی والدین و کودکان با زبانی ساده و خودمانی، منتشر شد.

دبیر مجموعه‌ «مربی شایسته» در گفت‌وگو با ایبنا، درباره‌ انگیزه‌ نگارش این مجموعه‌ پنج جلدی گفت: حدود 10 سال است که از نزدیک با والدین و مربیان در ارتباط هستیم و منابع مختلفی اعم از کتاب و مقاله را مشاهده کردیم و متوجه شدیم عمده‌ منابعی که به زبان فارسی وجود دارند، به خوبی توانسته‌اند اصول اولیه‌ برخورد مربی با کودک را بیان کنند، اما در عمل می‌دیدیم نقاط ضعف مربی‌ها بیشتر مربوط به جزئیاتی است که در هیچکدام از این کتاب‌ها نوشته نشده‌اند. حال آنکه در منابع غیرفارسی بسیاری به این موارد اشاره شده است؛ مواردی که بیشتر مربوط به بینش فکری مربی‌ها هستند و خیلی وقت‌ها با اینکه پیش‌پا‌افتاده به نظر می‌رسند، ولی رعایت آن‌ها موجب حل معضلات عملی مربی در برخورد با دانش‌آموزان خواهد شد.
 
سوده شبیری درباره‌ چگونگی گردآوری این کتاب توضیح داد: اول با اندیشه‌ تمرکز بر چالش‌های مربیان به سمت تدوین این کتاب‌ها رفتیم. بعد از سفر به شهرهای مختلف کشور، متوجه مسائل مشترک مربیان مثل گلایه از کوچک بودن فضای کلاس، همراهی نکردن مدیران و کم بودن انرژی به خاطر دستمزد اندک این کار شدیم. اما در این بین، مربیان خوش‌فکر و با انگیزه هم کم نیستند. ما به این نتیجه رسیدیم که با تغییر نگرش فکری می‌توان خیلی از این گلایه‌ها را -از نارضایتی نسبت به آموزش و پرورش و بهزیستی گرفته تا سخت شدن کار با بچه‌های این زمانه و مشکلات ارتباطی بین خود مربی‌ها و والدین- می‌توان به سادگی به نمود متفاوتی تبدیل کرد. پس تصمیم به نگارش این مجموعه گرفتیم. مجموعه‌ای که می‌کوشد با اشاره به نکات آموزشی ساده و کوچک، مربی را در حل مسائل چالش‌برانگیز یاری کند.
 
وی درباره‌ تعداد جلدهای آن افزود: در ابتدا با 12 عنوان شروع به تحقیق و بررسی کردیم. از بین این عنوان‌ها، مواردی را که اولویت بیشتری داشتند، انتخاب کردیم و این اولویت‌ها تبدیل به همین مجموعه 5 جلدی شد.
 
دبیر مجموعه کتاب‌های «مربی شایسته» وجه تمایز این کتاب‌ها با سایر کتاب‌های موجود در بازار را زبان خودمانی و راحت کتاب عنوان کرد و گفت: دوست داشتیم این تجربیات به ساده‌ترین زبان بیان شوند تا درست شبیه همان زبان خودمانی رایج میان ما و مربیان در دوره‌های تربیت مربی باشد. تفاوت بعدی، وجود شخصیت‌های متفاوت این کتاب است که نکات مختلف آموزشی را از منظرهای مختلفی بازگو می‌کنند و کتاب را پیش می‌برند.

وی ادامه داد: علاوه براین تفاوت اساسی دیگر، واقعی بودن مثال‌های داخل کتاب است. اصرار داشتیم مثال‌ها از تجربه‌های زیسته‌ مربیان باشند و نه مسائل صرفا نظری یا حدس و گمان. برای همین، با مربیان زیادی گفت‌وگو کردیم. مثال‌های واقعی آن‌ها را شنیدیم و در ساختن تمرین‌های واگرای این کتاب از تجربیات آن‌ها استفاده کردیم.

شبیری یادآور شد: قطعا این پنج عنوان، کمبود منابع آموزشی برای مربیان را تکمیل نمی‌کند، اما تصور می‌کنیم این مجموعه می‌تواند گشایش فکری زیادی برای مربی‌ها ایجاد کند.
 
[چهار جلد اول مجموعه‌ «مربی شایسته» با عناوین: ۱. سقف کلاست آسمان: بازطراحی محیطهای در دسترس برای مربیگری ۲. همراه شو عزیز: استفاده از ظرفیتهای مشارکت برای مربیگری. ۳. دریاب وقت و در یاب: استفاده از فرصتهای زمانی در بهبود رشد و یادگیری. ۴. دلت قرص آغوشت باز: نگاهی دوباره به امنیت عاطفی در مربیگری با شمارگان هزار نسخه و قیمت 25هزار تومان برای هرجلد توسط نشر میچکا منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...