شماره جدید فصلنامه «فرهنگ‌بان» منتشر شد.

به گزارش ایسنا، بخش «اندیشه» این فصلنامه با این مطالب همراه است: «عالیخانی، سیاستمدار و بوروکراتی توانا» از فریدون شیرین‌کام، «برایان مگی، شارح تلویزیونی» از بابک واحدی و «پرسش‌های غایی» از برایان مگی با ترجمه بابک واحدی.

در بخش «تاریخ» نیز  مطلبی با عنوان «زادگاه و مدفن بونصر مشکان» نوشته محمد دهقانی درج شده است.

در شماره جدید «فرهنگ‌بان» و در بخش «ادبیات و زبان فارسی» این مطالب را می‌خوانیم: «چند اشاره در شناخت شعر سپید» از کامیار عابدی و «میزگرد بررسی شعر سپید در ایران امروز» با حضور سپیده نیک‌رو، حافظ عظیمی، محمدعلی سبحانی و آرش نصرت‌اللهی.

«چرا گوته مجذوب شرق و شعرهای حافظ می‌شود؟ (به مناسبت دویستمین سال انتشار دیوان غربی- شرقی) نوشته محمود فلکی  مطلبی است که در بخش «ایران در جهان» این شماره منتشر شده است.

در بخش داستان نیز «پاسخ» نوشته برتولت برشت با ترجمه ارغوان استاد حسین‌خیاط و  «پالتو پوستی از آنِ خود» نوشته ترومن کاپوتی با ترجمه وحید روزبهانی درج شده است.

بخش «ترجمه ادبی» این فصلنامه نیز با این مطالب همراه است: «مترجم پیام‌آور صلح و دوستی» از علی‌اصغر حداد، «نقش مترجمان در تاریخ ادبی معاصر» از حسن میرعابدینی، «درباره سبک در ترجمه» از علی خزاعی‌فر، «ترجمه شعر: گزارش یک تجربه شخصی» از علی‌ بهروزی، «نقد ترجمه احمد شاملو از شعر Negro  اثر لنگستون هیوز» نوشته امید طبیب‌زاده، «نقد ترجمه رمان» گفت‌وگوی محمدرضا خانی با منوچهر بدیعی و «ویراش اثر ادبی» نوشته علی‌ صلح‌جو.

در بخش «معرفی و نقد کتاب» هم این مطالب انتشار یافته است: «سفر آرمان‌شهر آموزگار» از علی شهیدی نگاهی به آخرین کتاب ژاله آموزگار با عنوان «از گذشته‌های ایران»، «آموزه‌های زرتشت برای دنیای مدرن» از آناهید خزیر درباره «در طلب زرتشت» نوشته پل کریواچک، «به سوی شناخت شرق غیرمکتوب» از حامد حبیب‌زاده نگاهی به کتاب «شرق‌شناسی» نوشته الکساندر لئون مک‌فی، «چهل سال جدال عقل و عشق» از بهدخت نژادحقیقی درباره تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی از «تذکره‌الاولیاء»، «نقدی بر ویراست تازه حدیقه سنایی» از وحید عیدگاه طرقبه‌ای درباره تصحیح محمدجعفر یاحقی و سیدمهدی زرقانی از «حدیقه الحقیقه»، «خدمت و خیانت به عینیت در تاریخ علم دوران اسلام» از امیرمحمد گمینی؛ نگاهی به «تاریخ و فلسفه علم» مقالانی از رشدی راشد و حسن امینی، «هفده گفتار از بزرگان تعلیم و تربیت ایران» نوشته عبدالرضا کلمرزی؛ درباره «پرورش و تربیت فرزندان ایران» از مهران افشاری، «کارآفرین رانده‌شده» از حمید جلال‌وند؛ نگاهی به کتاب «پیکان سرنوشت ما» از  مهدی خیامی، «تاریخ به روایت مردم» از طه رادمنش درباره «سرانجام انسان طراز نوین: فرو ریختن توهمات» از سویتلانا آلکسیویچ، نظری به واپسین ترجمه اثری از آیزایا برلین از الیار جمالی درباره کتاب «ویکو و هردر: دو بررسی در تاریخ اندیشه‌ها» ، «رد آهسته کسوف» از حامد صفایی‌تبار؛  نگاهی به «لورکا» (گزیده اشعار فدریکو گارسیا لورکا) از بیژن الهی، «تجربه جان با نگریستن در صورت‌ها» از محمدناصر احدی درباره «ترجمه تنهایی» از صفی یزدانیان، «ادیب عشق (جشن‌نامه سعید حمیدیان») از حمیده نوروزیان درباره «پیش ادیب عشق»، و «مثنوی در جامه‌ای جدید» درباره «نردبان‌ آسمان؛ گزارش کامل مثنوی به نثر» نوشته محمد شریفی، «فرهنگی برای شناخت تصوف و عرفان» درباره کتاب «فرهنگنامه تصوف و عرفان» نوشته محمد استعلامی و «دنیای کتاب» هر سه نوشته روزبه شکیبا.

 «به نام عبدالرحیم جعفری (جشن صدمین سال تولد عبدالرحیم جعفری و هفتادمین سال تأسیس انتشار امیرکبیر) از آزاد عندلیبی و «پنج ویژگی ممتاز مدیریت عبدالرحیم جعفری» از مصطفی ملکیان در بخش «رویداد» منتشر شده است.

 «یادنامه» این شماره نیز به مظاهر مصفا، حسین آهی، فیروز گوران و وهاب ولی اختصاص داشت که با این مطالب همراه است: «رند عالم‌سوز (برای این روزهای مظاهر مصفا) از وحید قنبری ننیز، «در سوگ دکتر مظاهر مصفا، شاعر «هرگز آبادِ بعدِ هیچستان» از محمد دهقانی، «مصفا؛ شاعری بزرگ» از غلامعلی شهیدی، «مجموعه آثار چاپ‌شده مظاهر مصفا» از علی مصفا، «فیروز گوران؛ از مهر ایران تا جامعه سالم» از سیدفرید قاسمی، «به یاد بچه محل، رفیق و استادم حسین آهی» از علی شمس، «حسین آهی و تداوم سنت «ادیب شفاهی» از کامیار عابدی و «مردم آرام و سخاوتمند خانواده تاریخ» (به یاد وهاب ولی) از حسن حضرتی.

فصلنامه «فرهنگ‌بان» با مدیرمسئولی مرتضی هاشمی‌پور با قیمت ۳۵هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...