کتاب «نوروز» شامل ترجمه مقالات ایران‌شناسان دانشنامه ایرانیکا درباره نوروز و آیین‌های کهن ایرانی توسط انتشارات فرهامه منتشر شد.

به گزارش مهر، مقالاتی که در این‌کتاب چاپ شده‌اند، به قلم اساتید ایران‌شناس نوشته شده‌اند و اطلاعات تصویری و صوتی مرتبط با هرمقاله هم به‌صورت کدهای QR تنظیم شده‌اند. به‌این‌ترتیب مخاطب کتاب می‌تواند با اسکن کد QR از محتوای صوتی یا تصویری این‌کتاب هم استفاده کند.

فصل نخست این‌کتاب با عنوان «نوروز در دوران ماقبل اسلام» نوشته مری بویْس است و این عناوین را شامل می‌شود: نوروز و رَپیتْوین، نوروز در اوستای جوان، نوروز در گاه‌شمار ۳۶۵روزه هخامنشیان، نوروز تحت حاکمیت اشکانیان، نوروز در متون پهلوی و سلطنت ساسانیان، نوروز در دوران اولیه‌ی پس از ساسانیان، نوروز در دوران نوین.

«نوروز در دوره‌ اسلامی» هم عنوان فصل دوم کتاب است که به قلم علی‌رضاشاپور شهبازی نوشته شده و این‌عناوین را در بر می‌گیرد: مقدمه، تاریخ نوروز تا عصر صفوی، دیدگاه‌های مذهبی در مورد نوروز، تاریخ متأخر عید نوروز، نوروز در ایران معاصر، نوروز در سایر سرزمین‌ها و کتاب‌شناسی.

فصل سوم کتاب «نوروز در گاهشمار ایرانیان» نام دارد و به‌قلم سیمونه کریستوفرتی نوشته شده است. در فصل چهارم هم با عنوان «چهارشنبه‌سوری» عناوین مراسم اصلی، پیشینه و آیین‌های تکمیلی چاپ شده‌اند. مطالب این‌فصل به قلم منوچهر کاشف و علی اکبر سعیدی‌سیرجانی نوشته شده‌اند. فصول بعدی کتاب هم همگی بخش «کتاب‌شناسی» را شامل می‌شوند. این‌فصول، از پنجم تا هشتم به این‌ترتیب‌اند: «هفت‌سین» نوشته علی‌رضاشاپور شهبازی، «حاجی‌فیروز» به‌قلم محمود امیدسالار، «میرِ نوروزی» نوشته میشل اِپینِت و «کوسه» اثر آنا کراسنووُلسکا.

در کتاب «نوروز»  آوازهایی از نوروزی‌خوانان معروف و قدیمی ازجمله حسن زیرک، حسن‌زاده‌ شیرازی و محمد خرسندی به‌صورت کد QR آمده است.

این‌کتاب با ۱۸۱ صفحه و قیمت ۴۵هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...