کتاب «جنبش دانشجویی در آمریکا» به چاپ دوم رسید.

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «جنبش دانشجویی در آمریکا؛ رویدادها و قطعاتی از دهه 60» به گردآوری و ترجمه نادر فتوره چی تجدید چاپ شد.

چاپ اول این کتاب در سال 87 با تیراژ 1300 نسخه و  بهای 2000 تومان از سوی انتشارات "رخداد نو" به بازار نشر عرضه شده بود و هم اکنون چاپ دوم آن در سال 91 با بهای 4000 هزار تومان در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است.

نادر فتوره چی، پژوهشگر و مترجم این کتاب در باره چاپ دوم آن گفت: «در دو مقاله اغلاط محتوایی کوچکی وجود داشت که در چاپ جدید تمامی آنها بر طرف شده است. نخست در مقاله جری روبین به نام مانیفست هیپیزم که برخی از مترجمان پیشنهاد داده بودند نام مقاله به مانیفست یک هیپی تغییر کند و البته به دلیل عدم تناسب این نام با محتوای مقاله این تغییر رخ نداد و دیگر در سخنرانی ابی هافمن از رهبران هیپی ها که تمامی اغلاط تایپی و محتوایی مرتفع شده است».

چاپ جدید این کتاب در 168 صفحه از سوی انتشارات «رخداد نو»، در قطع جیبی به بهای 4000 تومان  و با شمارگان 1650 نسخه به بازار نشر عرضه شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...