«در جستجوی عرفان اسلامی» جدیدترین اثر آیت الله مصباح یزدی به همت مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) منتشر شد.

این کتاب، مجموعه بحث هایی است که آیت الله مصباح یزدی در جلسات مختلف، پیرامون موضوع عرفان اسلامی بیان داشته که با تلاش حجت الاسلام محمد مهدی نادری قمی تهیه و تنظیم شده است. ارایه تصویری روشن از عرفان اسلامی و مشخصه های اساسی آن، هدف اصلی از نگارش این کتاب است.

نیازهای روحی انسان و تحولات نامحسوس آن، تمایلات عرفانی خودشکوفا یا ناخودشکوفا، عرفان نظری و عرفان عملی، تصوف و عرفان، عرفان، فلسفه و عقل، تحریف ادیان آسمانی، تحلیلی از عوامل انحرافی در باب عرفان و رد پای استعمار در عرفان سازی و ترویج صوفی گری، بررسی پیشینه عرفان اسلامی در جوامع انسانی، ویژگی های عرفان اسلامی در آینه کتاب و سنت، امام خمینی(ره) تجسمی از عرفان راستین از جمله سرفصل های این کتاب است.

همچنین بنا بر گزارش کتاب‌نیوز در آستانه هفته کتاب، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، نمایشگاهی از کتابهای عربی و لاتین در زمینه علوم انسانی با موضوعات اسلام، فلسفه، تاریخ، علوم سیاسی، مدیریت، علوم تربیتی، روانشناسی، علوم اجتماعی، کلام، زبان ادبیات عربی برگزار می کند.

این نمایشگاه با بیش از 5هزار عنوان کتاب که در حدود 2هزار عنوان از این کتب به زبان عربی و باقی به زبان انگلیسی است برگزار می شود و تعداد قابل توجهی از کتابهای عرضه شده دارای چاپ اول سالهای 2007 و ماقبل آن است که با تخفیف مناسبی به فروش می رسد.
یادآور می شود این نمایشگاه از 12 آبان ماه تا 17 آبان ماه همه روزه صبح ها از ساعت 9 الی 12 و عصرها از ساعت 15 الی 19 در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) واقع در قم دایر است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...