بیست مقاله تقی زاده. مجموعه‌ای از برخی مقالات تحقیقی سیدحسن تقی زاده (آخر رمضان 1295- 8 بهمن 1348)، محقق و رجل مشهور سیاسی ایرانی، درباره‌ی جنبه‌هایی از تاریخ و تمدن و فرهنگ ایران باستان. تقی زاده از شخصیت‌های نامدار تاریخ معاصر ایران و به عنوان شخصیت علمی و فرهنگی، از برجسته‌ترین صاحب نظران ایرانی در زمینه مطالعات ایران‌شناسی شمرده شده است. بیست مقاله شامل ترجمه 11 مقاله به زبان آلمانی و یک مقاله به زبان فرانسه و نیز 7 مقاله به زبان فارسی است. بیشتر مقاله‌های این مجموعه که در اصل به زبان‌های اروپایی نوشته شده بود، در فاصله سال‌های 1937 تا 1952، در نشریات معتبر شرق‌شناسی اروپا منتشر شده است. نوشته‌های فارسی او نیز که در این کتاب نقل شده، در میان سال‌های 1327 تا 1338 شمسی ابتدا در مجلاتی چون یادگار، سخن و یغما به چاپ رسیده است. آخرین نوشته‌ی فارسی این مجموعه تعلیقاتی است که وی بر یکی از کتاب‌های خود نوشته است.

این مقالات سیر پیشرفت مطالعات و تحقیقات تقی زاده را نیز نشان می‌دهد. این محقق، گاه در یک موضوع واحد، در مقاله یا مقالاتی که بعداً نوشته، تغییر رأی داده و نظر پیشین خود را اصلاح یا تکمیل کرده است. بعضی از مقالات این مجموعه درباره‌ی گاه‌شماری، سال شماری، اوایل عصر ساسانی، زمان زردشت و بعضی جشن‌های ایرانی اهمیتی ویژه دارد. مقاله "گاه‌‌شماری‌های قدیمی ایرانی"، خلاصه نتایجی است که مؤلف تفصیل آنها را در کتاب گاه شماری در ایران قدیم بیان کرده بود. بر پایه تحقیق مؤلف، گاه شماری ایرانی صورت‌های گوناگون دارد و سوای دو گاه شماری متداول هجری و یزدگردی، دست کم از شش روش گاه‌شماری دیگر مدارک کتبی موجود است. در اوایل پادشاهی هخامنشیان، گاه‌شماری بر روش بابلی بود که تقی زاده آن را "گاه‌شماری ایران قدیم" نامیده است. در دوره اوستایی نیز دستگاه گاه‌شماری متفاوتی وجود داشت که احتمالاً در میان آریاییان کهن معمول بوده و مؤلف آن را "گاه‌شماری اوستایی قدیم" خوانده است. ترک گاه‌شماری اوستایی قدیم و متروک شدن گاه‌شماری ایرانی قدیم، با رواج یافتن گاه‌شماری مصری به جای آن (جز در نام ماه‌ها و جشن‌های دینی)، در دوره‌ی هخامنشیان و پس از فتح مصر صورت گرفت که منجر به تأسیس "گاه‌شماری اوستایی جدید" شد. اما این گاه‌شماری به تدریج از سال شمسی عقب می‌افتاد و در نتیجه، جشن‌های فصلی (گاهنبارها) در هر سال تغییر می‌کرد. از این رو با ثابت ساختن سال از طریق تأسیس دستگاه حساب کبیسه، از طریق روزهای مقدس جلوگیری کردند. تقی زاده حدس زده است که این اصلاح در روزگار هخامنشیان و شاید در حدود سال 441 ق انجام گرفته باشد.

در مقاله "باز هم درباره گاه‌شماری ایران قدیم"، مؤلف اطلاعات پیشین را تکمیل می‌کند و درباره نظریه برقراری سال ثابت دینی به وسیله ایرانیان باستانی و نیز درباره گاه‌شماری‌های ایرانی قدیم، اوستایی قدیم، مجوسی و اوستایی جدید، و کبیسه‌گیری در تقویم‌های ایرانی سخن می‌گوید. پیش از این‌ها تقی زاده در خطابه "درباره گاه شماری ایرانی"، مطالبی را در کنگره شرق شناسان در ایتالیا بیان کرده بود. در دیگر مقالات این مجموعه مانند مبدا تاریخ‌ها و گاه شماری‌های گوناگون مورد استعمال در ممالک اسلامی، سال و ماه قدیم ترک‌ها و یک عادت قدیمی ایرانی که در نزد ملتی غیر ایرانی محفوظ مانده نیز نویسنده به مبحث گاه‌شماری پرداخته است. به علاوه مقاله مفصل تعلیقات بر گاه‌شماری در ایران قدیم شامل یادداشت‌های کوتاه و بلندی است که مؤلف به مرور در حواشی کتاب گاه‌شماری در ایران قدیم (تهران 1316) نوشته و خطاها و حدس‌های غیر دقیقی را که گاه در کتاب راه یافته بود تصحیح کرده است.

مقاله نخستین پادشاهان ساسانی، بعضی نکات تاریخی که ممکن است محتاج تجدید نظر باشد، برجسته‌ترین و مفصل‌ترین مقاله تقی زاده درباره سال شماری پادشاهان نخستین ساسانی و یکی از مهم‌ترین مقالات این مجموعه است. این مقاله هر چند صحت نتیجه گیری‌های آن را بعدا و.ب.هنینگ1 مورد تردید قرارداد، تقی زاده در این مقاله، با استقصا در منابع کهن، نظریات دانشمندان پیش از خود را تکمیل کرد و درباره‌ی زمان تولد، پادشاهی و مرگ بابک و پسرانش شاپور و اردشیر، قیام و سلطنت اردشیر بابکان، تاریخ پادشاهی و مرگ شاپور اول، مرگ هرمزد اول و بهرام اول و نیز تاریخ مرگ مانی  به بحث پرداخت. در مقاله اطلاعاتی درباره سال‌های تاریخ دوره ساسانی تقی زاده نشان می‌دهد که بر وفق نظریه گوتشمید2 و محاسبه نولدکه3: در گاه‌شماری ایران باستان، کبیسه مخصوص محافل دینی بوده است که با آن، جشن‌های دینی را در محل درست خود ثابت نگاه می‌داشتند و سال عرفی سیْار بوده است. درباره مبدأ تاریخی ساسانیان سال‌های 224 م و 226 میلادی مشهور است، اما این دو تاریخ را به صورت‌های گوناگون تعبیر کرده‌اند.

مؤلف، در مقاله‌ی" مدرک تازه ای مربوط به زندگی زردشت" بخشی از "آثار الباقیة" بیرونی را درباره‌ی زردشت نقل می‌کند که در متن تصحیح شده‌ی زاخائو دیده نمی‌شود. تقی زاده در مقاله "تاریخ زردشت و زمان زردشت" بر اساس دو روش گوناگون یعنی مطالعات زبان شناسی و تحقیق در روایات سنتی زردشتی، به بررسی روزگار زردشت می‌پردازد و در مقاله "مبدأ تاریخ زردشت" تاریخ ظهور دین او را از دیدگاه ساسانیان مطالعه می‌کند. دیگر مقالات این مجموعه عبارتند از: کلمه سونو در وندیداد، جشن‌های ایرانی که مسیحیان آن‌ها را پذیرفته و یهودیان طرد کرده‌اند، تعلیقات بر مقاله روزه‌های مانوی به قلم و.ب.هنینگ، نوروز، مبدأ تاریخ ایران چیست؟ و "صابئین".
مقالات به زبان‌های انگلیسی و فرانسه این مجموعه را "احمد آرام" و یگانه مقاله‌ی به زبان آلمانی آن را "کیکاووس جهانداری" به فارسی ترجمه کرده‌اند. بیست مقاله‌ی تقی زاده اول بار در 1341 و بار دیگر در 1346 به همت بنگاه ترجمه و نشر کتاب در تهران به طبع رسید در 1381 به نفقه انتشارات علمی و فرهنگی تجدید چاپ شد.‌

 

روزبه زرین کوب. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش


1. w.b.Henning
2. Gutschmid
3. noldeke

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...