روایتی از یک سقوط تاریخی | اعتماد


کتاب «رسم وزیرکشی» (حسنک وزیر و روزگارش؛ از شادیاخ نشابور تا‌دار بلخ) نوشته مشترک مهدی سیدی و یامان حکمت تقی‌آبادی به تازگی به همت نشر سخن منتشر شده است. این کتاب چنانکه از نام آن برمی‌آید، به قلم مهدی سیدی در پیشگفتار: «عمدتا شامل حوادثِ زمان و زندگانی این وزیر ناکام ایرانی است که شرح بردار کردن او بیت‌الغزل تاریخ گرانقدر بیهقی را تشکیل داده است. به سبب آنکه حسنک ‌زاده و پرورش یافته شهر نشابور در دهه‌های پایانی سده چهارم هجری بوده، به بهانه بیان احوال وی عمده حوادث تاریخی و اجتماعی نشابور در آن بُرهه، نیز جغرافیای تاریخی این شهر توضیح داده شده است؛ اما بی‌آنکه نویسنده عمدی داشته باشد اهم حوادث تاریخ ایران شرقی در آن زمان، اعم از چگونگی زوال دولت سامانیان، برآمدن غزنویان، احوال آل‌بویه و آل زیار و جدال‌های این دودمان‌ها با هم، که همگی با تاریخ نشابور گره خورده به‌ طور مستند اما ساده و روایت‌گونه در این کتاب آمده است.

«رسم وزیرکشی» حسنک وزیر و روزگارش؛ از شادیاخ نشابور تا‌دار بلخ  یامان حکمت تقی‌آبادی

در این میان به سبب آنکه اغلبی از بزرگان سیاسی، علمی، ادبی و عرفانی ایران‌ شرقی در نیمه دوم سده چهارم و اوایل سده پنجم در نشابور و تاریخ آن نقشی داشته‌اند، از آنها هم در این کتاب نام برده شده و به اهم احوالشان پرداخته شده است، مثل فردوسی، ابن‌سینا، پسران ابومنصور محمد بن عبدالرزاق (منصور و عبدالله)، ابوسعید ابوالخیر، بزرگان خاندان میکالی نشابور (چون ابومحمد عبدالله بن اسماعیل، خواجه ابونصر احمدبن علی بن اسماعیل و فرزندانش بوالفضل و بوابراهیم، قاضی ابوالعلا صاعد بن محمد بن عبدالله)، ابوعبدالله مقدسی جغرافیدان بزرگ سده چهارم، ابومنصور ثعالبی و رجالی چون: الپتکین، سبکتکین، محمود غزنوی و خاندانش، اسفراینی وزیر، خاندان سیمجور (ابوالحسن، ابوعلی، ابوالقاسم... که والیان سامانی در خراسان بودند)، قابوس بن وشمگیر و پسرانش (منوچهر و دارا)، رکن‌الدوله، فخرالدوله، عضدالدوله، مویدالدوله و مجدالدوله دیلمی، سیده شیرین همسر فخرالدوله، صاحب‌ بن عباد، خوارزمشاهان مأمونی و آل عراق، امرای سامانی، امیر خلف صفاری و پسرش طاهر نیز خانان قراخانی آل‌افراسیاب.»

درنتیجه، این کتاب تقریبا شارح تاریخ ایران شرقی در یک برهه مهم و پرحادثه است نیز راوی تاریخ و جغرافیای تاریخی شهر نشابور و به نوعی تاریخ ادبیات ایران شرقی در آن دوره است. بدین‌سبب ممکن است چندان باب ذائقه داستان‌خوانان نباشد، به‌ویژه از آن جهت که تعهد نویسنده به روایت مستند وقایع و پرهیز وی از ارایه اطلاعات نادرست، امکان خیال‌پردازی و خلط مسائل تاریخی را از او گرفته است. با این همه، نویسنده کوشیده تا با درج پاره‌ای اطلاعات شیرین تاریخی در جای‌جای کتاب و تصویرسازی‌های داستانی، ذائقه خوانندگان خود را شیرین و ایشان را مشتاق ادامه مطالعه کتاب نماید. تردیدی نیست که اگر این کتاب توسط هنرمندی داستان‌پرداز و نویسنده -به معنی اخص آن- بازنویسی می‌شد شاید به مراتب روان‌تر از آنچه هست درمی‌آمد؛ اما با وسواسی که نگارنده در روایت عین وقایع تاریخی و شرح‌حال‌ها به کار برده، بیم داشته که اگر اطلاعات خود را دراختیار دوستی نویسنده بگذارد شاید او در پرداخت مطالب کتاب دچار لغزش‌های تاریخی شود که دور از غرض نگارنده است.

نویسنده در توصیف دو شهر نشابور و بلخ، که یکی زادگاه حسنک و محل زندگی و ریاست وی و دیگری محل بر‌ دار کشیدن او بوده، با استناد به منابع مهم جغرافیایی آن زمان و اطلاعات تاریخی عصر غزنویان (خصوصا تاریخ بیهقی) با دقت و نسبتا مشروح قلم رانده، اما توصیف دیگر شهرهای مذکور در داستان را که نقشی در زندگی حسنک نداشته‌اند (مثل غزنه، تگین‌آباد، بُست، طابران توس، مشهد و ری) ضروری ندانسته، به همین سبب تنها به ذکر نام آنها بسنده کرده است.»

در فصل ششم و در ذیل رسم وزیرکشی می‌خوانیم: «با رفتن سلطان و عمّالش از بلخ، غوغاها در این شهر فرو خفت و اندیشمندان بلخی -که کم هم نبودند- هرگاه از شارع عام که از وسط شهر و مقابل مسجد جامع به سوی شرق و بازار عاشقان و کوی اعیانی «عبدالاعلی» و کوشک حکومتی «در عبدالاعلی» امتداد داشت، می‌گذشتند خواه و ناخواه حسنک را سوار بر مرکب چوبین می‌دیدند و دمی می‌ماندند و می‌اندیشیدند. گاه نیز جمعی در غروبگاهان آن روزهای بهاری یا شب‌های تابستانی به پای ‌دار جمع می‌شدند و با هم به گفت‌وگو می‌پرداختند و از سبب بر ‌دار شدن این وزیر سخن می‌راندند. یکی می‌گفت او را به پاسخ همان جمله خودش که به مسعود پیغام داده بود «چون پادشاه شوی مرا بر ‌دار کن» بر ‌دار کردند. دیگری می‌گفت او را بوسهل زوزنی به مکافات آنکه روزی پرده‌داران حسنک بر بوسهل استخفاف کرده و بینداخته بودند، به‌ دار کشاند، اما بعضی هم‌سخن با بیهقی می‌شدند که:

«بوسهل و غیربوسهل درین کیستند؟ که حسنک عاقبت تهور خود را کشید.» آنها هم که خردمندتر بودند قصه حسنک را ورقی دیگر از دفتری دیدند که اولین صفحه‌اش با فروگیری برمکیان توسط هارون و بر ‌دار کشیدن جعفر برمکی رقم خورده بود و می‌گفتند: این قصه همچنان است که «جعفر برمکی و این طبقه وزیری کردند به روزگار هارون‌الرشید و عاقبت کار ایشان همان بود که از آنِ این وزیر آمد».»

کتاب «رسم وزیرکشی» (حسنک وزیر و روزگارش؛ از شادیاخ نشابور تا‌ دار بلخ) نوشته مشترک مهدی سیدی و یامان حکمت تقی‌آبادی با 228 صفحه و شمارگان 220 نسخه به همت نشر سخن به بازار کتاب آمد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...