از اروپا تا آفریقا، از برزیل تا خاور نزدیک، از رمز نوشته بر پوست تا رایانه، از ولتر تا یسوعیان، از دکارت تا هیتلر و از دروئیدها تا دروزیه، تاریخ و علوم و ادیان و تمامی دانش ما با سیالی نبوغ‌آمیزی در این رمان به هزار رمز و راز در جریان است، رمانی که هم دارای مناسک شیطانی و جنایت های آیینی است و هم اشتیاق ها و عشق هایی که به وجود آورنده زنانی چون لیا و آمپارو و لورنسای فراموش‌ناشدنی است؛ و هم دوستی های شدید مبتنی بر نجیب‌زادگی و شادمانی ذهن...

آونگ فوکو [Il Pendolo di Foucault] اومبرتو اکو
آونگ فوکو
[Il Pendolo di Foucault]. رمانی از اومبرتو اکو (1) (1932)، نشانه‌شناس و رمان‌نویس ایتالیایی، که در 1988 منتشر شد. در پاریس و در کنسرواستور فن و هنر، جایی که آونگ فوکو باشکوه تکان می‌خورد، مردی با احترام و ترسی هشداردهنده به مشاهده آن معجزه می‌نشیند: او کازوبان (2)، راوی ماجراست که در پی ندای اضطراب‌آلود دوستش بلبو (3)، که در خطر مرگ است، از میلان به آنجا آمده است. کازوبان در موزه گوتیک فن، پنهان می‌شود و مصمم است که در همانجا بماند تا ساعت ملاقات سرنوشت‌ساز فرا رسد...

بدین گونه است که رمان مهیج آونگ فوکو، با قدرت خلاقه‌ای عظیم، آغاز می‌شود. دیر نام گل سرخ درهم ریخته است: تمامی زمین، در دوران ما، درگیر است... سه دوست که در انتشاراتی در میلان کار می‌کنند، متن هایی منتشر کرده‌اند که پویشی است در زمینه جادوگری، کیمیاگری، علم غیب و انجمن های پنهانی ... و چون این سه تن که تاریخ شهسوران صلیب سفید و فراماسونها و متون قباله‌ای را زیر و رو می‌کنند و با شوخ‌طبعی وغفلت بر امواجی کشتی می‌رانند که فرهنگ غرب را درمی‌نوردد  بسیار هوشمندتر از عاملان متعصبان‌اند؛ تصمیم گرفته‌اند که از سر بازی و برای مقابله با تنگ‌حوصلگی، دسیسه‌ای کیهانی برای تسلط بر جهان طرح بریزند. اما روزی از روزها، شهسواران انتقام، بار دیگر به صورت واقعی ظاهر می‌شوند!

از اروپا تا آفریقا، از برزیل تا خاور نزدیک، از رمز نوشته بر پوست تا رایانه، از ولتر(4) تا یسوعیان، از دکارت (5) تا هیتلر و از دروئیدها تا دروزیه، تاریخ و علوم و ادیان و تمامی دانش ما با سیالی نبوغ‌آمیزی در این رمان به هزار رمز و راز در جریان است، رمانی که هم دارای مناسک شیطانی و جنایت های آیینی است و هم اشتیاق ها و عشق هایی که به وجود آورنده زنانی چون لیا (7) و آمپارو (8) و لورنسا (9)ی فراموش‌ناشدنی است؛ و هم دوستی های شدید مبتنی بر نجیب‌زادگی و شادمانی ذهن ... کتابی است عظیم که در آن، در پس تبحر عالمانه جهانی ممهور به مهر فرزانگی نویسنده می‌تپد. نویسنده‌ای که از طریق فضا و مکان، آنگاه که واقعیت از تخیل فراتر می‌رود و پیشاپیش آن قرار می‌گیرد و نوسان مجذوب‌کننده آونگ را همراهی می‌کند.

مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش.

1.Umberto Eco 2.Casauban 3.Belbo 4.Volaire 5.Descartes
6.druides 7.Lia 8.Amparo 9.Lorenza

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...