انتشارات نودا رمان «حواریون» تازه‌ترین اثر نازنین رحمان‌آبادی نویسنده کرمانشاهی را روانه بازار کرد.

حواریون نازنین رحمان‌آبادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، نازنین رحمان‌آبادی متولد سال ۱۳۶۴ در کرمانشاه؛ کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، برگزیده جایزه داستان کوتاه سلامت و نشر حکمت کلمه، نامزد نهایی جایزههای داستان کوتاه صادق هدایت و مدتی هم به عنوان خبرنگار در نشریات کرمانشاه فعالیت کرده است.

این اولین کتاب این نویسنده جوان کرمانشاهی است که به چاپ رسیده و پیش از این نیز ۲ تک داستان وی با عناوین «خفته در خون» و «زنان» نیز به چاپ رسیده است.

رحمان آبادی در مورد موضوع رمان حوارین به خبرنگار ایرنا گفت: این رمان متعلق به دوره پهلوی دوم، روزگاری که «ثریا اسفندیاری» ملکه ایران است. چهار زن جریان های اصلی رمان را تشکیل می دهند. عشق و عصیان از ویژه‌گی های هر چهار زن است.

رحمان آبادی افزود: هر چهار نفر برای رسیدن به عشق و مطلوب خود بی پروا مبارزه می کنند. تنها بیرنگ، خیاط فقیری که در کاخ شاه بوسیله سفارت روسیه برای خوراندن قطره نازایی به ملکه مامور شده و در این ایام عاشق شاه می شود. پریشان، دختر ایلخان کرمانشاهی است که علیرغم مخالفت‌های پدرش عاشق مهندس انگلیسی در شرکت نفت شده است.

وی توضیح داد: ساقی زنی توده ای است که برخلاف باورهای حزب عاشق یکی از سران ارتش شاهنشاهی شده و گُل‌گیس دختری از ایل بختیار است که برای رسیدن به پدرش با فردی روسی همراه می شود. هر کدام از این چهار زن در راه رسیدن به مقصود دچار سرنوشتی می شوند.

رمان حوارین در ۲۸۴ صفحه و به قیمت ۷۰ هزار تومان چاپ و روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...