کتاب «استعاره و شناخت» تألیف آزیتا افراشی توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ دوم رسید.

استعاره و شناخت آزیتا افراشی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «استعاره و شناخت» تألیف آزیتا افراشی که در سال ۱۳۹۷ توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برای اولین بار منتشر شده بود، اخیرا با قیمت ۳۸ هزار تومان به چاپ دوم رسید.

استعاره و شناخت به تالیف آزیتا افراشی، کتابی درباره استعاره مفهومی در زبان‌شناسی شناختی و ارتباط آن با ابعاد مختلف زندگی ادبی و فرهنگی انسان است.

استعاره‌ی مفهومی یک پدیده‌ی چندبُعدی است که موجب شده پژوهشگرانی با تخصص‌های گوناگون به آن بپردازند. استعاره‌ی مفهومی در زبان خودکار، ادبیات، رشد و فراگیری زبان کودک، عصب‌شناسی، نشانه‌شناسی، دین‌پژوهی، مطالعات ترجمه، مطالعه‌ی فرهنگ، رسانه و حوزه‌های دیگر، موضوع پژوهش به‌شمار می‌آید.

گاهی نیز استعاره‌های مفهومی، خود موضوع پژوهش نیستند ولی به‌ مثابه‌ی ابزار، در حوزه‌های دیگری چون سبک‌شناسی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و واژگان‌نگاری به‌کار گرفته می‌شوند.

کتاب حاضر در ۹ فصل تالیف شده است: فصل ۱: پیش‌زمینه، که به اجمال به مبانی عصب‌شناختی استعاره‌های مفهومی می‌پردازد؛ فصل ۲: استعاره‌ی مفهومی چیست؟، ساخت استعاره و انواعِ آن را توضیح می‌دهد. فصل ۳: استعاره و حس‌آمیزی؛ که نخستین بار به زبان فارسی در همین کتاب به آن پرداخته شده است. فصل ۴: استعاره‌های عواطف؛ فصل ۵: استعاره و فعل‌های حسی؛ که رابطه‌ای است بین دو حوزه‌ی مطالعه یعنی فعل‌های حسی و مطالعات استعاره که در آثار غیرایرانی و ایرانی پیشینه‌ای ندارد و نخستین بار در این کتاب در قالب فصلی مجزا به آن پرداخته شده است. فصل ۶: استعاره و مفهوم زمان؛ که پیش‌تر از سوی نگارنده در قالب سخنرانی وکارگاه به آن پرداخته شده است. فصل ۷: استعاره و پیکره؛ که در نتیجه‌ی پژوهش‌های پیکره‌ای نگارنده و دانشجویان بر پیکره‌ی پایگاه دادگان زبان فارسی (PLDB) شکل گرفته است. فصل ۸: استعاره و مجاز؛ که در صدد است زمینه‌ای برای پیشنهاد نظریه‌ی مجاز مفهومی ارائه دهد. فصل ۹: استعاره و فرهنگ؛ که به منظور معرفی استعاره‌های اولیه و فرهنگ‌بنیاد نگارش یافته است.

در بخشی از پیشگفتار کتاب در معرفی آن آمده است: استعاره مفهومی بی تردید موضوع و الزاما مهمترین موضوع پژوهش در زبان شناسی شناختی نیست، ولی شاید بتوان گفت به سبب سامان یافتگی چارچوب تحلیل، مشهورترین موضوعی است که عموما زبان شناسی شناختی را با آن می شناسند. امروزه در دنیا پژوهش درباره استعاره های مفهومی به یک تخصص تبدیل شده است و زبان شناسی را می توان برشمرد که عمده آثارشان به پژوهش در حوزه استعاره های مفهومی اختصاص دارد.

پژوهش بر استعاره های مفهومی در زبان شناسی، فنون و شیوه های تحلیل روشنی دارد: هر چند انجام تحلیل های دستی بر پیکره های وسیع و تبیین نتایج تحلیل استعاره ها دشواری‌هایی به همراه دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...