ترجمه کتاب «تحلیل استراتژیک» [Strategic analytics] درباره مساله آنالیتیکس، توسط انتشارات راه‌پرداخت منتشر و راهی بازار نشر شد.

تحلیل استراتژیک [Strategic analytics]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تحلیل استراتژیک» نوشته ادوارد گالسر، اریک سیگل، توماس اچ داونپورت و گازی کوزیرگو [Eric Siegel, Edward L. Glaeser, Cassie Kozyrkov, Thomas H. Davenport] به‌تازگی با ترجمه ثنا جهاندار توسط انتشارات راه‌پرداخت منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این‌کتاب که نسخه اصلی آن سال ۲۰۲۰ منتشر شده، درباره رویکردی است که در فارسی تحت عنوان آنالیتیکس نیز از آن یاد می‌شود و تاکید زیادی بر روی بهره‌گیری از داده‌هایی دارد که سازمان‌ها در اختیار دارند. نکته اصلی «تحلیل استراتژیک» این است که شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ با حجم زیادی از داده مواجه هستند که یا نمی‌توانند از آن بهره‌برداری کنند یا اصلا از وجود چنین ثروت عظیمی در اطراف خود کاملا بی‌خبرند.

سازمان‌ها برای بهره‌مندی از مزایای داده و تجزیه‌وتحلیل، اشتیاق زیادی نشان می‌دهند. آنها علاقه‌مندند با جمع‌آوری مقادیر زیادی از داده، مشتریان‌شان را بهتر بشناسند و از اطلاعات حاصل، برای تولید محصولات بهتر و پیشروی در میدان رقابت استفاده کنند. آنها همچنین دوست دارند با به‌کارگیری الگوریتم‌های یادگیری ماشین، درهای کسب‌وکارشان را به روی فرصت‌های جدید باز کنند و عملکردشان را بهبود بخشند.

تلاش‌های زیادی انجام شده، اما هنوز هم سرعت شرکت‌ها در حرکت به‌سمت این قبیل از اهداف، به شکل دردآوری پایین است. زمانی می‌توان از تجزیه‌وتحلیل به شکلی موفق استفاده کرد که در کنار دسترسی به داده‌های باکیفیت و نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای قدرتمند، از فرهنگ مروج تصمیمات داده‌محور و مجموعه‌ای از مهارت‌های مربوطه نیز بهره‌مند شد. تعداد سازمان‌هایی که در مقیاس بالا به تمامی این‌قابلیت‌ها مجهز هستند، نسبتا اندک است.

پس از پشت سر گذاشتن نزدیک به یک قرن، شرکت‌ها به مفهومی به نام «تحلیل استراتژیک» رو آورده‌اند. از جمله کاربردهای این نوع از تجزیه‌وتحلیل، می‌توانیم به پیش‌بینی محصولاتی که ممکن است مشتری آنها را خریداری کند، تعطیل‌کردن فروشگاه‌ها، شعب و خطوط تولیدی که سودآوری پایین دارند و توسعه خدمات جدید اشاره کنیم. این‌قبیل اقدامات، باعث شده‌اند عملکرد شرکت‌ها به شکل قابل ‌توجهی ارتقا پیدا کند، بنابراین مدیران ارشد ترغیب شده‌اند که بیش از پیش به پتانسیل‌های تجزیه‌وتحلیل توجه نشان بدهند. طی تنها چند سال، تجزیه‌وتحلیل به یکی از پایه‌های تعیین‌کننده استراتژی کسب‌وکاری و رویکرد بازار شرکت‌ها تبدیل شد.

کتاب پیش‌رو با ۱۳۸ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۴۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...