‫‬‮‭

کتاب «مارکس از منظر پساساختارگرایی: لیوتار، دریدار، فوکو و دلوز» [Marx Through Post-Structuralism: Lyotard, Derrida, Foucault, Deleuze] نوشته سایمون چوت [Simon Choat] با ترجمه پژمان برخورداری توسط انتشارات نقد فرهنگ منتشر شد.

مارکس از منظر پساساختارگرایی: لیوتار، دریدار، فوکو و دلوز» [Marx Through Post-Structuralism: Lyotard, Derrida, Foucault, Deleuze] نوشته سایمون چوت [Simon Choat

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ویراستار علمی این اثر، بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی است.

این اثر با مفروض قرار دادن وجود صداهای متکثر در متون مارکس در پی آن بوده است تا نشان دهد چه ردّپاهایی از پساساختارگرایی و پسامدرنیسم را در متون مارکس می‌توان یافت و همچنین اندیشه‌ی مارکس در متون گریزپای آلتوسر و برخی از برجسته‌ترین پساساختارگرایان، یعنی لیوتار، دریدا، فوکو و دلوز به صورت سلبی یا ایجابی، واجد چه تصویر و جایگاهی است. مؤلف بر آن است تا آشکار سازد در بطن مواجهات پرخطر و پرتنش پساساختارگرایان با مارکس چه امکان‌های متکثر و خلاقانه‌ای می‌تواند وجود داشته باشد، مواجهاتی همزمان ویران‌گر و سازنده که امکانات درونی آثار مارکس را در کانون توجه خود قرار می‌دهد و تقلیل تمام عیار اندیشه‌ها به جبهه‌های مارکسیست یا ضدمارکسیست را به سُخره می‌گیرد.

در پسِ انتشار چنین ترجمه‌هایی امیدی به تلنگرهایی برای اندیشیدن به امکان‌ها و بدیل‌های تازه و مواجهاتی رادیکال نهفته است، آن هم در شرایطی که گفتارهای موجود به طور مستمر با طبیعی‌سازی اوضاع و احوال، امکان اندیشیدن به امکان‌ها را به امتناع می‌کشند و چندصدایی موجود در متون را در ذیل نوعی تک‌صدایی قاهرانه نادیده می‌انگارند.منتشر شد.

کتاب «مارکس از منظر پساساختارگرایی» نوشته سایمون چوت با ترجمه پژمان برخورداری در ۳۳۶ صفحه با قیمت ۹۰ هزار تومان توسط انتشارات نقد فرهنگ منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...