«فراسوی مرزهای استدلال»  -برنده بهترین کتاب عامه‌پسند علمی و برگزیده جایزه پروز- می‌خواهد به ما بگوید که چه چیزهایی را علم منطق و ریاضیات نمی‌توانند به ما بگویند.

فراسوی مرزهای استدلال» [The outer limits of reason : what science, mathematics, and logic cannot tell us]  نوسان اس یانوفسکی [Noson S. Yanofsky

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، بسیاری از کتاب‌ها حقیقت‌های حیرت‌آوری را نقل می‌کنند که علم ریاضیات و خرد برای ما آشکار ساخته است. همچنین بعضی از کتاب‌ها به موضوعاتی می‌پردازند که علم ریاضیات و خرد هنوز کاملا موفق به تبیینشان نشده‌اند؛ ولی کتاب «فراسوی مرزهای استدلال» [The outer limits of reason : what science, mathematics, and logic cannot tell us] نوشته نوسان اس یانوفسکی [Noson S. Yanofsky] اندکی متفاوت است. در این اثر موضوعاتی را مطالعه می‌کنیم که علم ریاضیات و خرد به ما می‌گویند افشاشدنی نیستند.

پرسش‌هایی از قبیل اینکه چه چیزی را نمی‌توان پیش‌بینی کرد یا شناخت؟ چه چیزی را هیچ وقت نمی‌توان درک کرد؟ محدودیت‌های رایانه‌ها، فیزیک، منطق و فرایندهای فکریمان چیست؟ در فراسوی کرانه‌های خرد چه چیزهایی قرار دارد؟ هدف این کتاب پاسخ به برخی از این پرسش‌هاست و پر از اندیشه‌هایی است که باورهای ژرف نهاده‌هامان راجع به جهان عقلانیتمان و خودمان را به مبارزه می‌طلبد.

نویسنده همزمان مسائل ساده رایانه‌ای را مورد بررسی کرده است که تریلیون‌ها قرن طول می‌کشد تا حل شوند؛ همچنین با جملات انگلیسی و فارسی بی‌نقصی مواجه می‌شویم که هیچ معنایی ندارند و درباره ترازهای مختلف بی‌نهایت یاد خواهیم گرفت. به دنیای عجیب و شگفت‌انگیز کوانتومی جستی زده و به بیان مسائل معینی پرداخته است که رایانه‌ها هیچ وقت نمی‌توانند حل کنند.

گویاست که در این اثر نویسنده حتی به ذراتی اندیشیده است که به‌طور همزمان در مهمانی‌های مختلف می‌رقصند یا به پروانه‌هایی فکر کرده است که کولاک به وجود می‌آورند. خواهیم دید که نظریه نسبیت راجع به پندارهای و انگاره‌های خاممان از فضا زمان و علیت چه می‌گوید؛ همچنین قضیه مشهور گودل درباره محدودیت‌های منطق را درک می‌کنیم. گفتنی است خوانندگان، مسائل مشخصی در ریاضیات و فیزیک را کشف می‌کنند که حلشان ممکن نیست. ماهیت علم ریاضیات و خرد را می‌کاوند. می‌پرسند چرا جهان برای انسان‌ها بی‌نقص به نظر می‌رسد و رابطه پیچیده بین ذهن فرد و جهان فیزیکی‌ را بررسی می‌کنیم.

نویسنده در این اثر تلاش می‌کند که به ورای مرزهای خرد سرکی بکشد و ببیند چه چیزی در آن سوی این مرزها وجود دارد. این‌ها و موضوعات شگفت‌انگیز دیگر به صورتی روشن و درک‌پذیر عرضه شده است. در واقع این کتاب نه‌تنها خلاصه تمام مثال‌های متنوعی است که در آن‌ها محدودیت‌های خرد پیدا می‌شود؛ بلکه هدف‌مان درک این موضوع است که چرا این محدودیت‌ها به وجود می‌آیند و چرا نمی‌توان خرد را به فراسوی آنها بسط داد. در واقع وی به جای ایجاد فهرستی از محدودیت‌ها هدفش تبیین یا دست‌کم فراهم‌سازی شهودی است که توضیح دهد چرا حوزه‌ای به‌ویژه در فراسوی خرد قرار دارد. خیلی مهم است که بدانیم این کتاب نه قرار است گمانه‌زنی کند یا گرایش عصر جدیدانه داشته باشد و نه کتابی تاریخی است که در آن به شرح معنای اندیشه‌ها پرداخته شود تا روی پیشرفت‌های گاه‌نگارانه‌شان متمرکز شود. این کتاب علمی عامه‌پسند است که اندیشه‌های مطرح شده را به‌تدریج و به‌روشنی توضیح داده است.

استیون هاوکینگ، دانشمند شهیر و فقید قرن حاضر معتقد است که هر معادله تعداد خوانندگان را نصف می‌کند. وی بی‌شک اهمیت زیادی به ترویج علم در میان عموم داشت. نویسنده این اثر هم به شدت به این اعتقاد هاوکینگ پایبند بوده است و تلاش کرده است در کتاب از معادلات کمی استفاده کند. با وجود این به قدرت اشکال، نمودارها و طرح‌ها در ساده‌سازی اندیشه‌های پیچیده باور داشته است و هدف وی چیزی جز شفافیت و روشنی نبوده است.

شایان ذکر است هر فصل کتاب به حوزه‌ای متفاوت می‌پردازد. علم، ریاضیات، زبان، فلسفه و غیره. این فصول از انضمامی تا انتزاعی مرتب شده است. یانوفسکی با مسائل ساده زبان روزمره آغاز کرده است و به سمت پرسش‌های فلسفی ساده رفته است و کتاب را با دنیای انتزاعی ریاضی به پایان رسانده است. در بیشتر قسمت‌ها فصل‌های کتاب مستقل از هم هستند و خوانندگان می‌توانند آنها را به هر ترتیبی بخوانند که دلشان می‌خواهد.

بخشی از فصل هشتم کتاب درباره سرگشتگی‌های فراعلمی است در این بخش می‌خوانید:
«دلایل زیادی وجود دارد تا باور کنیم پایان علم بسیار نزدیک است؛ اما بیشتر از همیشه به توصیف نیروهای گوناگون نزدیک شده‌ایم. شناخت ما از دنیای زیر طعمی بسیار برتر از شناخته قبلیمان است؛ با گذشت زمان نیروهای بیشتر و بیشتری را ترکیب کرده‌ایم و نشان داده‌ایم آنها واقعاً برابر هستند. این امر نشان از صرفه‌جویی زیاد در نظریاتمان دارد. چنین می‌نماید که نظریه ریسمان و نظریات دیگر نظریات وحدت بزرگ اصولی باشند که تمام نظریه‌های دیگر را با هم ادغام کرده‌اند. همچنین به نظر می‌رسد نظریات ما ریاضی‌تر از همیشه است. به همین ترتیب دلایل زیادی داریم تا باور کنیم که راه طولانی برای رفتن داریم و شاید هیچ وقت پایانی برای آن وجود نداشته باشد.

می‌توان گمان کرد که اگر قرار بود علم خیلی زود به پایان برسد، حداقل بخش‌هایی از علم همین حالا باید خاتمه یافته بود؛ ولی هیچ حوزه مهمی از علم را نمی‌بینیم که از کمبود کار یا حتی تعطیل شدن شاکی باشد. تمام حوزه‌ها هنوز دارند می‌پرسند و گاهی اوقات برای پرسش‌های خوب پاسخ‌هایی را مطرح می‌کنند بنابراین چرا باید باور کنیم که در نهایت کل علم به پایان خواهد رسید. ایمانوئل کانت مسئله دیگری را برای نزدیکی پایان علم توصیف کرد. هر پاسخ مصرف‌شده بر اساس اصول تجربه، پرسش‌های تازه‌ای را به وجود می‌آورد که آنها هم نیازمند پاسخ‌های خاص خودشان هستند و در نتیجه مشخصاً کمبود تمام شیوه‌های فیزیکی تبیین برای برآوردن خرد را نشان می‌دهد.»

فراسوی مرزهای استدلال - که بهترین کتاب عامه پسند علمی و برگزیده جایزه پروز شده است- می‌خواهد به ما بگوید که چه چیزهایی را علم منطق و ریاضیات نمی‌توانند به ما بگویند.

این کتاب از سوی امیرحسین سلیمان میگونی ترجمه و از سوی انتشارات سبزان راهی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...