احمد بیگدلی دومین رمانش را با نام "ماه‌بانو و سایه‌های وحشی باد" منتشر می‌کند.

این اثر بر اساس خاطرات یک زن نوشته شده است و به گفته‌ی بیگدلی، ماجرای آن، واقعی است و او تنها روایت این خاطرات را به‌شکل داستان‌وار برعهده دارد.

بیگدلی رمان یادشده را طی چند روز آینده به نشر مانا در اصفهان خواهد سپرد.

بیگدلی همچنین در گفتگو با ایسنا گفت: «که نگارش رمان "زمانی برای پنهان شدن" را که به مسائل حاشیه‌یی جنگ و اسیران ایرانی در عراق می‌پردازد، فعلا کنار گذاشته‌ام و بعد از تمام شدن یک کار قریب الانتشار، دوباره سراغ نوشتن آن خواهم رفت.»

همچنین مجموعه‌ی داستان "آوای نهنگ" بیگدلی یک و نیم سال است که منتظر مجوز نشر است. از سوی دیگر، مجموعه‌ی داستان "آنای باغ سیب" هم پس از بیش از یک سال انتظار، با حذف داستان "این دیگری" که با توافق نویسنده و ناشر حذف شد، مجوز نشر دریافت کرده و به‌زودی توسط نشر آگه منتشر خواهد شد. مجموعه‌ی داستان "نخستین شب راوی" نیز در مراحل حروف‌چینی به‌سر می‌برد.

همچنین رمان "اندکی سایه" که جایزه‌ی کتاب سال را نصیب‌ بیگدلی کرده است، توسط نشر خجسته به چاپ دوم رسیده است.

به‌واسطه زبان صریح و تند خود معمولا در زمره طردشدگان قرار می‌گرفتند... حال اروپایی را شرح می‌دهد که قربانی اصلی جنگ است. مثله‌شده‌ای که در زیر بدن میلیون‌ها جسد دفن گردیده... سبدی پر از چشم‌های انسان چون صدف‌های تازه دریایی یا چربی انسان به مثابه ابزاری برای تسهیل اصلاح صورت... بیش از آنکه دربند رنجِ خود باشد در بند رنج دیگری است ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...