کتاب «نمک‌گیر» اثر زهرا عوض بخش و محمد علی جعفری توسط انتشارات شهید کاظمی به چاپ دوم رسید.

نمک گیر   خاطرات حاج حسین برزگر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «نمک گیر» اثر زهرا عوض بخش و محمد علی جعفری شامل خاطرات حاج حسین برزگر، سردسته هیئت خلف باغ یزد به‌تازگی توسط انتشارات شهید کاظمی به چاپ دوم رسیده است. این‌کتاب اولین‌عنوان از مجموعه پیرغلامان حسینیه ایران است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

پیرغلامان و ذاکران قدیمی اهل‌بیت علیهم السلام تجربه‌های ارزشمندی برای انتقال به مداحان نسل جوان و حتی مردمی دارند که در هیئت‌ها و مجالس عزاداری ائمه اطهار علیهم السلام شرکت می‌کنند؛ تجربه‌هایی که هر کدام می‌تواند مسیر را برای عرض ارادت مخلصانه و بندگی صحیح فراهم و مسیر سلوک را هموار کند. حاج‌ حسین بزرگر هم یکی از پیرغلامان عزاداری امام حسین (ع) است.

در بخشی از کتاب «نمک‌گیر» آمده است:

آقای رحیمی چاووشی را شروع می‌کند. پای هر تیر ده پانزده نفر آدم قوی هیکل پابرهنه ایستاده‌اند و دسته را سفت چسبیده‌اند. پهلوان‌ها روی بام با تمام قدرت طناب‌ها را گرفته‌اند. با «یا حسین» چاووشی پوش از زمین کنده می‌شود و قلب‌ها از سینه. حسینیه ‌می‌لرزد. یا حسین! آنقدر حسین را می‌کشد تا همه دم بگیرند! حسین حسین حسین حسین! مردها هم تیرک به دست و ذکر بر لب می‌گویند و دایره‌وار می‌دوند. تیرها توی دستشان تاب می‌خورند دور حسینیه تا کم‌کم عمود شوند. پایشان محکم شود روی زمین و پوش میزان شود توی آسمان. پوش که بالا می‌کنیم صلوات می‌فرستیم و می‌نشینیم به آب و شیرینی خوردن...

چاپ دوم این‌کتاب با ۱۲۴صفحه و قیمت ۱۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...