«گوگل و حقوق» به اهتمام آئورلیو لوپز-تاروئلا با ترجمه محمود آموزگار و بهرام محتشمی راهی بازار شده است.

به گزارش ایسنا، این کتاب در ۵۶۲ صفحه با شمارگان ۲۰۰ نسخه و قیمت ۷۰هزار تومان در نشر کتاب آمه عرضه شده است.

 «گوگل و حقوق» با این مطالب هراه است: «فشار گوگل بر مرزهای حقوق» نوشته آئورلیو لوپز-تاروئلا، «قدرت گوگل: مزیت پیش‌گامی یا سوء استفاده از موقعیت برتر؟» نوشته سوفی فن لون، «گوگل ادوردز: قانون علامت تجاری و مسئولیت ارائه‌کنندگان خدمات اینترنتی» نوشته جرمی فیلیپس، «گوگل و حفاظت از اطلاعات شخصی» نوشته بارت فن در اسلوت و فردریک زوییدروین بورگسیوس، «گوگل‌نیوز و کپی‌رایت» از راکل خالاباردر، «مسائل مربوط به کپی‌رایت در مورد گوگل ایمیجز و گوگل‌کَش» نوشته میکل پگرا، «دعوی حقوقی «ویاکام علیه یوتیوب» و DMCA  قسمت۵۱۲ (C): هنگامی که حاشیه امن بدبل به مأمنی دائمی می‌شود» از انسلی مرل وارد، «نظری به ماورای موافق‌نامه گوگل بوکس» نوشته گری رینکرمن، «گوگل کروم و اندروید: جنبه‌های حقوقی نرم‌افزار منبع‌باز» از مالکوم بین، «گوگل، رابطه‌های برنامه‌نویسی نرم‌افزار و حقوق. استفاده، استفاده مجدد و لاک‌این» نوشته اندرو کتز، «تناقضات، گوگل و چین: سانسور برای نوآوری زیان‌آور است و مالکیت فکری می‌تواند از نتیجه نوآوری بهره ببرد» نوشته دنی فریدمن، «حجم‌ بین‌المللی فعالیت‌های گوگل: حقوق بین‌الملل خصوصی و ضرورت قطعیت حقوقی» از آئورلیو لوپز - تاروئلا و «در جست‌وجوی دیگر بودن: در مورد گوگل، بی‌طرفی و دیگر بودن» از مارسلو تامسون.

در بخشی از مقدمه کتاب می‌خوانیم:  عصر دیجیتال تغییرات مهمی در شیوه‌های انتشار، اطلاع‌رسانی، خواندن و نوشتن ایجاد کرد. نیکلاس کار نویسنده و پژوهشگر این حوزه در کتاب «سطحی‌ها! اینترنت با مغز ما چه می‌کند؟» با غبنی آشکار از این دوره چنین یاد می‌کند: «زمانی در  دریای واژگان غواصی می‌کردم. اکنون سوار بر جت اسکی بر سطح می‌رانم» و در جایی دیگر به این نکته اشاره می‌کند که «نوع خواندن، نوع نوشتن را هم تغییر می‌دهد.» این تغییرات به حوزه خواندن و نوشتن محدود نشد و حقوق صاحبان آثار و محتوا و کپی‌رایت را نیز با قوت تحت تأثیر قرار داد. ضرورت حفظ حقوق آثار در آمریکا در سال ۱۹۶۷ منجر به تصویب کپی‌رایت شد و در ادامه در اکتبر سال ۱۹۹۸ «قانون کپی‌رایت هزاره دیجیتال»(DMCA)  به امضای رئیس‌جمهور وقت رسید. هدف از تصویب این قانون، وضع قانونی جدید برای رفع ناکارآمدی قوانین موجود در تعیین حدود تکالیف و حقوق صاحبان آثار و دارندگان فضای مجازی و حل مسائل اخیر بود.

قانون یادشده دو معاهده سال ۱۹۹۶ سازمان جهانی حقوق مالکیت فکری(وایپو) تحت عناوین معاهده کپی‌رایت وایپو و معاهده اجراهای نمایشی و صوتی را نیز مورد استفاده قرار داد. ظهور و فعالیت وسیع و گسترده عرضه‌کنندگان خدمات اینترنتی و آنلاین و قراردادن نامحدود امکانات در اختیار اشخاص  ثالث به منظور بارگذاری و کپی انواع آثار در سایت‌های مربوطه، مرزهای حقوق مالکیت فکری را درنوردید و الزامات تازه‌ای را برای محافظت از حقوق صاحبان آثار به میان کشید و به این ترتیب قانون (DMCA)  استفاده روزافزونی یافت. آغاز فعالیت‌ گوگل، یوتیوب و انواع عرضه‌کنندگان خدمات اینترنتی و اصطکاک فعالیت‌های ایشان با حقوق صاحبان آثار، مباحث جدید را پدید آورد و به طرح و اقامه دعاوی بسیاری علیه عرضه‌کنندگان خدمات اینترنتی انجامید.

این کتاب اثری تخصصی در حوزه مالکیت فکری در عصر دیجیتال است و به علت‌ کم‌رنگی روزافزون مرزهای ملی در فضای مجازی انواع نظام‌های حقوقی را درگیر می‌کند و به همین جهت مطالعه آن برای حقوقدانان هر کشوری ضرورت می‌یابد. علاوه بر آن با تشریح عملکرد گوگل به عنوان یکی از غول‌های اینترنتی که ادعای سازماندهی اطلاعات جهان را دارد برای عموم علاقه‌مندان  این حوزه جذاب است.

امروزه گسترش و توسعه فضای مجازی در کشورمان ما را با مسائل و مشکلات بسیاری در این حوزه مواجه ساخته است و شوربختانه خلأ قانونی در برخورد با انواع تخلفات و جرائم ناشی از تعدی به حقوق صاحبان آثار آشکارا به چشم می‌خورد. اکنون که لایحه مالکیت ادبی- هنری در مجلس شورای اسلامی در دست بررسی است، امید است که چاپ و نشر چنین کتاب‌هایی زمینه مطلوبی برای وضع قوانین مناسب و برخورد با پدیده زشت سرقت ادبی به‌ویژه در فضای مجازی فراهم کند.

این کتاب با اجازه صاحب اثر و تحت مقررات کپی‌رایت منتشر شده است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...