کتاب «رساله در تاریخ ادیان» [Tratado De Historia De Las Religiones (Traité d'histoire des religions)] نوشته میرچا الیاده [Mircea Eliade] با ترجمه جلال ستاری توسط انتشارات سروش به چاپ ششم رسید.

رساله در تاریخ ادیان» [Tratado De Historia De Las Religiones (Traité d'histoire des religions)] نوشته میرچا الیاده [Mircea Eliade]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، میرچا الیاده (۱۹۰۷-۱۹۸۶ م.) نویسنده این‌کتاب، در اثر مورد اشاره، صور و اشکال عالم قداست و دیانت و اسطوره‌ها و رمزها را بررسی کرده و ساختار و ریخت‌شناسی قداست را واکاویده است.

الیاده در «رساله در تاریخ ادیان» به آیین‌ها و نمادهای آسمانی پرداخته و اینکه چرا در ادیان مختلف عالم ماوراء همیشه بالای سر آدمی است. آنگاه به خورشید و کیش‌های خورشیدپرستی رسیده و نیز ماه و مذهب اسرار ماه را به ما شناسانده است. رمزپردازی‌های آب و سنگ‌های مقدس و زمین و زایندگی و آنگاه رستنی‌ها و آیین‌های احیا و نوشدگی را واکاویده است. برزیگری و کیش‌های باروری از دل طبیعت سربرآورده‌اند و معبدها و کاخ‌هایی که مرکز عالم‌اند فضاهای قدس شده‌اند. آنگاه زمان قدسی شده و اسطوره بازگشت جاودانه مجال جلوه یافته است. ساختار رمز و ساختار رمزی ادیان و کارویژه اساطیر و شکل ساختار آنها فرود مباحث کتاب است.

چاپ ششم این‌کتاب با ۴۳۴ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۶۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...