کتاب «اختراع قوم یهود» [The invention of the Jewish people] نوشته شلومو زند [Shlomo Sand] با ترجمه احد علیقلیان توسط نشر نو به چاپ سوم رسید.

اختراع قوم یهود [The invention of the Jewish people] نوشته شلومو زند [Shlomo Sand]

به گزارش مهر، این‌کتاب دی‌ماه سال ۹۷ به چاپ اول و دوم رسید و حالا نسخه‌های چاپ سومش راهی بازار نشر شده‌اند.

«اختراع قوم یهود» [Matai ṿe-ekh humtsa ha-ʻam ha-Yehudi] در اصل به زبان عبری نوشته و زبان مادری نویسنده‌اش یدیش است. اما عبری به تعبیر شلومو زند، زبان تخیل و احتمالاً زبان رویاها و یقیقا زبان نوشته‌هایش باقی مانده است. این کتاب، اثری درباره تاریخ است که با چند داستان شخصی آغاز می‌شود. نویسنده در سطور این کتاب با کشیدن خط بطلان بر افسانه تبعید اجباری یهودیان به دست رومیان (در قرن اول میلادی) به این نتیجه‌گیری رسیده که بیشتر یهودیان امروز، فرزندان نوکیشانی هستند که زادگاهشان سراسر خاورمیانه و اروپای شرقی بوده است.

این کتاب به تعبیر نقدی که هفته‌نامه آبزِرور منتشر کرد، باعث زلزله بی‌سروصدایی شد که ایمان تاریخی به پیوند یهودیت و اسرائیل را می‌لرزاند.

چاپ سوم این کتاب با ۵۳۲ صفحه و قیمت ۸۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...