مجموعه دوجلدی «عروس دریا» شامل قصه‌هایی درباره دریاچه ارومیه، برای نوجوانان منتشر شد.

عروس دریا قصه‌هایی درباره دریاچه ارومیه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این مجموعه دوجلدی به تازگی از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای نوجوانان بالای ١۵ سال منتشر شده است.

در مجموعه «عروس دریا»، نویسندگان مختلفی چون محمدکاظم اخوان، محمدرضا یوسفی، جعفر توزنده‌جانی، اعظم مهدوی، عباس جهانگیریان، معصومه یزدانی، زهرا عبدی، محمد رمضانی، عبدالمجید نجفی، مصطفی خرامان، عزت‌الله الوندی، سولماز خواجه‌وند، محمدعلی قربانی و بدری مشهدی، هر کدام از دریچه نگاه خود داستانی درباره ارومیه نوشته‌اند.
همچنین داستان‌های این مجموعه را تصویرگرانی مثل شیما زارعی، راحله برخورداری، مارال دهقانی، رضا مکتبی، مریم طباطبایی، سعیده احمدی و سمانه صلواتی تصویرگری کرده‌اند.
در نوشته پشت جلد «مجموعه قصه‌های عروس دریا» آمده است: «در جهان، جاهایی هست که می‌توان گفت هر کسی تصویرش را می‌بیند، دلش می‌خواهد یک بار هم که شده آنجا باشد؛ جنگل آمازون، آبشار نیاگارا، قله دماوند و دریاچه ارومیه و...»
«مجموعه قصه‌های عروس دریا» با شمارگان ۷۵۰۰ نسخه در قطع وزیری و به قیمت ۱۲هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...